تعالى است و بلند و واضح كرده در آن علامتِ علم و قدرت هر چيز را كه مردمان احتياج سوى دانستنِ آن داشته باشند ، بعد از آن اسناد كرده برداشتنِ عرش را سوى غير خود كه جمعى از جملهء مخلوقان او باشند ، بنابر اين كه او بندگى فرموده مخلوقان خود را به وسيلهء برداشتنِ آن جمع ، عرشِ او را و آن جمع ، بردارندگانِ علم اللَّه تعالىاند .
و بندگى فرموده جمعى را كه تسبيح مىكنند در دور عرش او به وسيلهء برداشتن آن جمعِ اوّل عرشِ علم او را و ايشان عمل مىكنند بى اشتباه و دغدغه به علم او . و بندگى فرموده جمعى از ملائكه را كه مىنويسند اعمال بندگان اللَّه تعالى را به وسيلهء برداشتن آن جمع اوّل عرشِ علم او را ؛ و حال آن كه اللَّه تعالى به تحقيق بندگى فرموده اهل زمين را به وسيلهء گرديدن در دور خانهء او كه كعبه است .
اصل : « وَاللَّهُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى كَمَا قَالَ . وَالْعَرْشُ وَمَنْ يَحْمِلُهُ وَمَنْ حَوْلَ الْعَرْشِ ، وَاللَّهُ الْحَامِلُ لَهُمُ ، الْحَافِظُ لَهُمُ ، الْمُمْسِكُ ، الْقَائِمُ عَلىكُلِّ نَفْسٍ ، وَفَوْقَ كُلِّ شَيْءٍ ، وَعَلى كُلِّ شَيْءٍ ، وَلَا يُقَالُ : مَحْمُولٌ ، وَلَا أَسْفَلُ - قَوْلًا مُفْرَداً لَا يُوصَلُ بِشَيْءٍ - فَيَفْسُدُ اللَّفْظُ وَالْمَعْنى » .
شرح : چون فارغ شد از بيان آيت سورهء حاقّه و آيت سورهء مؤمن ، شروع كرد در بيان آيت سورهء اعراف و يونس و رعد و فرقان و تنزيل و حديد كه :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
« 1 » و آيت سورهء طه كه :
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 2 » براى اشعار به اين كه عرش در اين آيات نيز به معنى علامتِ علم و قدرت است و آن كتاب اللَّه است . و بيان آيت سورهء طه گذشت در شرح حديث هفتمِ باب سابق .
كَمَا قَالَ متعلّق به ظرف در « عَلَى الْعَرْش » است و اشارت است به اين كه اين مضمون در چند سوره است كه مذكور شد .
وَالْعَرْش مبتداست . واو در وَمَنْ يَحْمِلُهُ به معنى « مَعَ » است ، يا عاطفه است . و بنابر اوّل ، خبرِ مُبتداى مقدّر است پيش از واو . و بنابر دوم ، مقدّر است بعد از واو ، نظيرِ كُلُّ
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) : 54 ؛ يونس ( 10 ) : 3 ؛ رعد ( 13 ) : 2 ؛ فرقان ( 25 ) : 59 ؛ سجده ( 32 ) : 4 ؛ حديد ( 57 ) : 4 .
( 2 ) . طه ( 20 ) : 5 .