را نمىبود ، استعباد و تكليفِ مردمان واقع نمىشد ؛ زيرا كه قبيح مىبود اين كه مكلّف شوند مردمان به احكامى كه در كتاب الهى است و حاملِ علم به آن احكام ، در ميان مكلفّان نباشد . و اين اشارت است به برهانى بر امامتِ امير المؤمنين و يازده فرزندش عليهم السلام بى واسطه . و مىتواند بود كه « بِحُمَّل » به ضمّ حاء و تشديد ميم مفتوحه باشد و آن ، جمع « حَامِل » است ؛ و حاصل هر دو يكى است .
ضمير هُمْ راجع به « خَلْقٍ مِنْ خَلْقِهِ » است ، يا راجع به « حُمَّل » به ضمّ حاء و تشديد ميم است . حَمَلَة ( به فتح حاء و فتح ميم و تاء ، جمع حامل ) مرفوع و مضاف است .
ضمير عِلْمِهِ راجع به اللَّه تعالى است و مراد اين است كه : عَرش ، عبارت از علمِ كتاب الهى است .
وَ خَلْقاً ( به فتح خاء و سكون لام و قاف ) عطف است بر خَلْقَهُ دوم و عبارت است از طايفهاى از جمله شيعهء اماميّه كه بر گرد امامِ حامل عرشِ علم مىگردند براى كسب علم و عمل به آن ؛ و به تقديرِ « وَاسْتَعْبَدَ خَلْقاً بِحَمْلِ عَرْشِهِ » است ، نظير آيت سورهء طلاق :
« وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ »
« 1 » كه به تقدير « وَاللَّائِي لَمْ يَحُضْنَ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ » است .
و آن طايفه در اين زمان سى كساند از خاصّهء موالىِ امام ، موافق آنچه مذكور مىشود در « كِتَابُ الْحُجَّة » در حديث شانزدهم و نوزدهمِ باب هفتاد و نهم - كه « بَابٌ فِي الْغَيْبَةِ » است - و مراد اين است كه : اگر حاملان عرشِ علم نمىبودند ، استعبادِ تسبيح كنندگان در حول عرش نمىبود ؛ زيرا كه قبيح مىبود .
يُسَبِّحُونَ تا بِعِلْمِهِ صفت « خَلْقاً » است و اين اشارت است به قول اللَّه تعالى در سورهء نور :
« فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ »
« 2 » و بيان مىشود در « كِتَابُ الْحُجَّة » در حديث ششمِ باب هفتم ، كه « بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَالرَّدِّ إِلَيْهِ » است .
وَمَلَائِكَةً منصوب به عطف بر خَلْقَهُ است و به تقديرِ « وَاسْتَعْبَدَ مَلَائِكَةً يَحْمِلُ عَرْشَهُ »
هامش
( 1 ) . طلاق ( 65 ) : 4 .
( 2 ) . نور ( 24 ) : 36 و 37 .