تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و الرَّوِيَّة ( به فتح راء بى نقطه و كسر واو و تشديد ياء دو نقطه در پايين ، اسم مصدر باب تفعيل ) : فكر و تأمّل ؛ و آن ، مجرور به عطف بر حِفْظ است . يَخْلُقُ به صيغهء مضارع غايب معلومِ باب « نَصَرَ » به تقدير « يَخْلُقُه » است . و ضمير منصوب ، راجع به « مَا » است . مَنْ در دوم ، به فتح ميم و سكون نون موصوله و فاعلِ « يَخْلُقُ » است . خَلَقَهُ در اوّل ، به صيغهء ماضى غايب معلومِ باب « نَصَرَ » است و ضمير مستتر ، راجع به اللَّه تعالى است . و ضمير منصوب ، راجع به « مَنْ » است . يُفْسِدُ ( به صيغهء مضارع غايب معلومِ باب افْعال ) به تقدير « قَدْ يُفْسِدُ » است و عطف است بر « يَخْلُقُ » ؛ و ضمير مستتر ، راجع به « مَنْ » است . مَا موصوله و مفعولِ « يُفْسِدُ » است . « مِنْ » در مِمَّا در اوّل ، براى بيان « مَا » در مَا مَضى است . أَقْنى ( به قاف و نون و الف منقلبه از ياء ، يا از واو ) به تقدير « أَقْنَاهُ » است و مأخوذ است از « قنْيَة » به كسر و ضمّ قاف و سكون نون ، به معنى ذخيره كردن چيزى را ، خواه براى خود و خواه براى ديگرى . و الاقْتِنَاء ( مصدر باب افتعال ) : ذخيره كردن چيزى را براى خود . و مراد به « مَا أَقْنى » اعمال صالحه است كه ذخيرهء آخرت است براى فاعلِ آنها و براى منسوبانِ او به شروط مقرّره . مِنْ در سوم ( به كسر ميم و سكون نون ) براى تعليل است . خَلْقِهِ در دوم ، به فتح خاء و سكون لام و قاف ؛ و ضمير راجع به « مَنْ » موصوله است و مصدر ، مضاف به فاعل است . و مىتواند بود كه « مِنْ » تبعيضيّه باشد و خَلْق ، به معنى مخلوق باشد . و بر هر تقدير ، مراد اين است كه : بندگان تدبير كارهاى خود مىكنند و بعضِ ايشان فاسد مىكند جميع اعمال صالحهء خود را به ارتداد و كافر مىميرد و جميع آن اعمال ، در تحت مشيّت و ارادت و قدر و قضاى الهى داخل است ، پس اگر علم اللَّه تعالى حادث باشد ، محتاج خواهد بود به تأمّل و فكر در اعمال عباد كه كدام را تمكين بايد كرد و كدام را نبايد كرد و كدام را توفيق بايد داد و كدام را نبايد داد . و بر اين قياس است ساير احوال .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 332 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى