نقطه و فتح دال بى نقطه و ثاء سه نقطه ) : تازه به هم رسيده .
يعنى : پس گفت كه : اى فتح ! جز اين نيست كه گفتيم در اين مقام كه : اللَّه تعالى لطيف است و بس ، به سبب آفريدنى كه لطيف است ، به سبب علم اوست به چيز لطيف ؛ آيا نيز نگاه نمىكنى - توفيق دهاد تو را اللَّه تعالى و ثابت قدم كُناد تو را - سوى اثرِ صنعت اللَّه تعالى كه ظاهر است در گياهِ نازك ، مثل گلهاى رنگارنگ و گياه بزرگ ، مثل درخت چنار كه رگهاى آن در زمين و رگهاى برگهاى آن و آبخورِ آنها در كمال نازكى است و ظاهر است از روح انسان ، كه دقايقِ فكر و تدبير از او صادر مىشود به نازك كارى كردگار آن .
و ظاهر است از حيوان كوچك - مثل گنجشك و مورچه و مانند آنها - كه تدبير معاش خود مىكنند به نازك كارىِ كردگار ايشان ؛ و از پشهها و جِرْجِس و آنچه كوچكتر حيوانى است از جملهء پشهها ، چيزى كه نزديك نيست اين كه بيند آن را آشكار چشمهاى متعارف ؛ بلكه نزديك نيست كه ديده شود آشكار ، از بس كه كوچك است نرِ آن ، به روشى كه تميز كرده شود از مادهء آن و تازه زاييده شده از كهنه ؛ و همچنين تميز نمىشود آشكار ، فرزند از مادر و پدر .
اصل : « فَلَمَّا رَأَيْنَا صِغَرَ ذلِكَ فِي لُطْفِهِ ، وَاهْتِدَاءَهُ لِلسِّفَادِ ، والْهَرَبَ مِنَ الْمَوْتِ ، وَالْجَمْعَ لِمَا يُصْلِحُهُ ، وَمَا فِي لُجَجِ الْبِحَارِ ، وَمَا فِي لِحَاءِ الْأَشْجَارِ وَالْمَفَاوِزِ وَالْقِفَارِ ، وَإِفْهَامَ بَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ مَنْطِقَهَا ، وَمَا يَفْهَمُ بِهِ أَوْلَادُهَا عَنْهَا ، وَنَقْلَهَا الْغِذَاءَ إِلَيْهَا ، ثُمَّ تَأْلِيفَ أَلْوَانِهَا : حُمْرَةٍ مَعَ صُفْرَةٍ ، وَبَيَاضٍ مَعَ حُمْرَةٍ ، وَإِنَّهُ مَا لَا تَكَادُ عُيُونُنَا تَسْتَبِينُهُ ، لِدَمَامَةِ خَلْقِهَا لَاتَرَاهُ عُيُونُنَا ، وَلَا تَلْمِسُهُ أَيْدِينَا ، عَلِمْنَا أَنَّ خَالِقَ هذَا الْخَلْقِ لَطِيفٌ ، لَطُفَ بِخَلْقِ مَا سَمَّيْنَاهُ بِلَا عِلَاجٍ وَلَا أَدَاةٍ وَلَا آلَةٍ ، وَأَنَّ كُلَّ صَانِعِ شَيْءٍ فَمِنْ شَيْءٍ صَنَعَ ، وَاللَّهُ - الْخَالِقُ اللَّطِيفُ الْجَلِيلُ - خَلَقَ وَصَنَعَ لَامِنْ شَيْءٍ » .
شرح : فاء ، براى بيان است . ذلِكَ اشاره است به « حيوان صُغار » و « بَعُوض » و « جِرْجِس » و « مَا هُوَ أَصْغَرُ مِنْهَا » .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٣٢٠