وَحْدَاني ، منسوب به وَحْد يا وَحْدَة به زيادهء الف و نون براى مبالغه است . و الْوَحْدَانِيَّة : وحدانى بودن . ذكر كاف در كَقَوْلِهِ اشارت است به اين كه ذكر اين آيت به عنوان مثال است . و از اين قبيل است آيت سورهء لقمان و سورهء زمر :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 1 » و امثال اين مضمون در قرآن بسيار است .
يعنى : روايت است از ابو هاشم جعفرى ، گفت كه : پرسيدم امام محمّد تقى عليه السلام را كه : چيست معنى « وَاحِد » در امثال آيت سورهء رعد :
« قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
« 2 » ؟
پس گفت كه : اتّفاق زبانهاى مشركان بر اعتراف به وجودِ اللَّه تعالى به سبب آن يگانگى است ، چنانچه اللَّه تعالى گفته در سورهء زخرف كه : و هر آينه اگر پرسى مشركان را كه آيا خلق كرده ايشان را ، هر آينه مىگويند البتّه كه اللَّه .
مراد امام عليه السلام اين است كه : « الْوَاحِد » اين جا مأخوذ است از « وَحْدَه » به معنى تفرّد در خلقِ هر چيز ، يا در خلق آنچه وجود آن به محضِ نفوذ اراده و قولِ « كُنْ » است .
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) : 87 .
( 2 ) . رعد ( 13 ) : 16 .