السَّنَاء ( به فتح سين بى نقطه و تخفيف نون و الف و همزهء منقلبه از ياء ، يا از واو ) مصدر معتلّ اللّام يائى يا واوىِ باب « ضَرَبَ » يا باب « نَصَرَ » : رفعت مرتبه .
الْمَجْد ( به فتح ميم و سكون جيم و دال بى نقطه ) مصدر باب « نَصَرَ » و « حَسُنَ » :
عظمت مرتبه . و قول امام عليه السلام كه : وَالسِّينُ سَنَاءُ اللَّهِ ، وَالْمِيمُ مَجْدُ اللَّهِ از قبيل تشبيه است مثل « زَيْدٌ أَسَدٌ » . و مقصود اين است كه : اسم در
« بِسْمِ اللَّهِ »
به معنى سموّ ( به ضمّ سين و ضمّ ميم و تشديد واو ) است و آن ، مصدر معتلّ اللّام واوىِ باب « نَصَرَ » است و به معنى مجموعِ سَنا و مجد است ، پس چون همزهء « اسم » به وصل افتاده ، گويا كه سين به معنى « سَناء » است و ميم به معنى « مَجْد » است و مناسبِ اين است اشتقاق « سَمَاء » به معنى آسمان ؛ زيرا كه هم رفعت دارد و هم عظمت .
بدان كه وزن « فُعُول » به ضمّ فاء مُطّرد است در مصدر ثلاثى مجرّد كه ماضى آن مفتوح العين باشد و لازم باشد . و جوهرى در صحاح گفته كه :
وَالاسْمُ مُشْتَقٌّ مِنْ سَمَوْتُ ؛ لِأَنَّهُ تَنْوِيهٌ وَرَفْعَةٌ ، وَتَقْدِيرُهُ : افْعِ ، وَالذَّاهِبُ مِنْهُ الْوَاو ؛ لِأَنَّ جَمْعَهُ : أَسْمَاء . وَتَصْغِيرَهُ : سُمَيّ . وَاخْتُلِفَ فِي تَقْدِيرِ أَصْلِهِ ؛ فَقَالَ بَعْضُهُمْ : فِعْلٌ . وَقَالَ بَعْضُهُمْ : فُعْلٌ . وَأَسْمَاءُ يَكُونُ جَمْعاً لِهذَا الْوَزْنِ وَهُوَ مِثْلُ جِذْع وَأجْذَاع ، وَقُفْل وَأَقْفَال ، وَهذَا لَاتُدْرَكُ صِيغَتُهُ إِلَّا بِالسَّمْعِ « 1 » .
مخفى نماند كه چون « سَناء » و « عُلُوّ » يك معنى دارد و « مَجْد » و « عظمت » يك معنى دارد و بِسْمِلِه در اوّل قرآن و در اوّل هر سوره است و أيضاً
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ »
« 2 » در اوّل قرآن است به اعتبار ترتيبِ نزول سُوَر ، مىتوان گفت كه : « الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » اوّل اسماى الهى است ، چنانچه گذشت در حديث دوّمِ باب سابق .
الْمُلْك ( به ضمّ ميم و سكون لام ) : پادشاهى . پس حاصلِ مَجد و مُلْك يكى است و مراد ، استقلال در قدرت است كه مخصوص اللَّه تعالى است .
وَرَوى بَعْضُهُمْ : الْمِيمُ مُلْكُ اللَّهِ ، عبارتِ مصنّف است كه در ميان اجزاى حديث درآورده و ضميرِ « بَعْضُهُمْ » راجع به « عِدَّةٌ » است كه آن چهار كساند .
مراد به « رَحْمان » كسى است كه بخشيده به هر چيز تدبيرى را كه لايقِ آن است ، پس متعلّق به جميع مخلوقات است . و مراد به « رَحيم » كسى است كه مهربان به هر
هامش
( 1 ) . الصحاح ، ج 6 ، ص 2383 ( سمو ) با اختلاف اندك .
( 2 ) . علق ( 96 ) : 1 .