تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
ثَوَابُهُ ، وَسَخَطُهُ عِقَابُهُ ، مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ يَتَدَاخَلُهُ ؛ فَيُهَيِّجُهُ وَيَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلى حَالٍ ؛ لِأَنَّ ذلِكَ مِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ الْعَاجِزِينَ الْمُحْتَاجِينَ » . شرح : السُّخْط ( به ضمّ سين و سكون و ضمّ خاء ؛ و به فتح سين و فتح خاء ) مصدر باب « عَلِمَ » : غضب . ضمير عَلَيْهِ فَتَنْقُلُهُ راجع به مفرد مَخْلُوقِين است . الْأَجْوَف : ميان خالى . و مراد اين جا ، درون‌دار است و آن ، صاحب مقدار است . و به اين ، باطل مىشود تجرّد نفوس ناطقه و مانند آنها . الْمُعْتَمِل ( به ضمّ ميم و سكون عين بى نقطه و فتح تاء و فتح ميم دوم ) : ساخته شده به تدبير . الْمُرَكَّب ( به ضمّ ميم و فتح راء بى نقطه و تشديد كاف مفتوحه ) : به هم آورده شده از اجزاء ، مثل دو نصف و سه ثلث و چهار ربع ، خواه متّصل به هم و خواه منفصل از هم . مَدْخَل ( به فتح ميم و سكون دال بى نقطه و فتح خاء با نقطه ) اگر مصدر ميمى است به معنى دخول است و اگر اسم مكان است به معنى راه دخول است . و هر دو اين جا مناسب است . الْوَاحِد : يك . ومراد اين جا ، يگانه در صفات ربوبيّت است ، چنانچه مىآيد در حديث دوازدهمِ باب شانزدهم . الْأَحَدِي ( به فتح همزه و فتح حاء بى نقطه ) : چيزى كه جزء نداشته باشد اصلًا . الْمَعْنى ( به فتح ميم و سكون عين بى نقطه و نون و الف ) : كائنِ فِي نَفْسِهِ در خارج . فَيُهَيِّجُهُ ( به ياء دو نقطه در پايين و جيم ) به صيغهء مضارع معلومِ باب « ضَرَبَ » يا باب افعال يا باب تفعيل ، مرفوع است . و قومى ، تجويزِ نصب كرده‌اند ؛ به اعتبار اين كه غيرِ متضمّن معنى نفى است . و بر اين قياس است وَيَنْقُلُهُ . يعنى : روايت است از هشام بن حكم ، در حديث دور و درازِ زنديقى كه پرسيد امام جعفر صادق عليه السلام را از چيزها ؛ اين كه پس بود از جمله سؤال زنديق اين كه گفت امام را كه : پس اللَّه تعالى را خشنودى و ناخشنودى هست ؟ پس گفت كه : آرى ؛ و ليك نيست آن خشنودى و ناخشنودى بر نهجِ آنچه معلوم مىشود ما را از مخلوقان ، مثل انسان ، و آن براى اين است كه خشنودى در مخلوق ، كيفيّتى است كه داخل مىشود بر او ؛ به اين معنى كه محضِ فعل نيست ، بلكه منفعل
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 250 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى