تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
بر اين كه « اللَّه » منصوب و مفعول اوّل باشد و غَيْرَهُ منصوب و مفعول دوم باشد ، پس متعلّق به جمله شده در معنى . و اگر « اللَّه » مرفوع و مبتدا باشد و « غَيْرَهُ » مرفوع و خبر مبتدا باشد و جمله ، استيناف بيانىِ سابق باشد ، پس « فَتَوَهَّمُوا » به تقدير « فَتَوَهَّمُوهُ » خواهد بود ، پس مراد اين جا نيز به معنى اوّل خواهد بود و امر ، براى بيان نفىِ مضايقه در تصوّر خواهد بود و اين نوع كلام ، در مقام اظهارِ نفى مضايقه متعارف است ، مثل اين كه كسى گويد كه : هر چيز كه مىكنى بكن ، ليك حرام مكن . « مِن » در مِنْ شَيْءٍ ، بيانيّه است و « شَيْء » عبارت است از حاصلِ بِنَفْسِهِ در ذهن و شامل حاصلِ بِوَجْهِهِ در ذهن نيست . يعنى : روايت است از ابراهيم بن محمّد خز فروش و محمّد بن الحسين گفتند كه : داخل شديم بر امام رضا عليه السلام ، پس نقل كرديم براى او اين روايت مخالفان را كه : محمّد صلى الله عليه و آله ديد صاحب كلّ اختيارِ خود را در صورت جوانِ خوش اندامى كه در سنّ فرزندان سى سال باشد . و گفتيم كه : هشام بن سالم و صاحب طاق و ميثمى اين روايت را تصديق مىكنند و مىگويند كه : ربّ ، ميان خالى است تا ناف و باقى او ميان پر است . پس امام عليه السلام افتاد سجده كننده براى اللَّه تعالى ، بعد از آن گفت كه : اى تنزيه تو از هر نقصان و قبيح ! نشناخته‌اند تو را مخالفان ما به صفات ربوبيّت و يگانه نشمرده‌اند تو را در صفات ربوبيّت ، پس براى آن تشبيه كرده‌اند تو را . اى تنزيه تو ! اگر مىشناختند تو را به صفات ربوبيّت ، هر آينه بيان مىكردند تو را به آنچه بيان كردى به آن خودت را در قرآن . اى تنزيه تو ! چگونه همراهى زبان‌هاى ايشان كرده دل‌هاى ايشان در اين كه مانند كرده‌اند تو را به غير تو ؟ خداوندا بيان نمىكنم تو را مگر به آنچه بيان كردى به آن خودت را در قرآن مثل :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
« 1 » و مثل :
« لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً »
« 2 » و مثل :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 3 » و مانند نمىشمرم تو را به آفريدهء تو . تو توفيق دهندهء هر كار خوبى ، پس مگردان مرا از جماعتى كه سخن بى جا مىگويند . بعد از آن امام عليه السلام رو كرد سوى ما ، پس گفت كه : آنچه تصوّر كنيد آن را بِنَفْسِهِ - هر
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 103 . ( 2 ) . طه ( 20 ) : 110 . ( 3 ) . شورى ( 42 ) : 11 .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 197 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى