سوى من و اعلام كنى مرا به آنچه مذهبِ حق است در اقرار به يگانه بودنِ اللَّه تعالى در صفات ربوبيّت ، خوب خواهد بود .
پس نوشت سوى من : پرسيدى - رحمت كناد تو را اللَّه تعالى - از مذهب صحيح در توحيد و از آنچه رفتهاند به آن جمعى كه نزد توانَد . بيانِ اوّل اين كه : برى است از بيان به اسمِ جامدِ محضْ اللَّه ، كه نيست مانند در اسم جامدِ محضِ آن قسم كسى را هيچ چيز . و اوست و بس شنواى بينا .
بيانِ اين شد در شرح حديث چهارمِ باب دوم كه « بابُ إطْلَاقِ الْقَوْلِ بِأَنَّهُ تَعالى شَيْءٌ » است .
بيانِ دوم اين كه : برى است از آنچه بيان مىكنند او را بيان كنندگان ، كه مانند مىشمرند اللَّه تعالى را به خلق او در صورت و در تخطيط افترا مىكنند بر اللَّه تعالى .
اصل : « فَاعْلَمْ - رَحِمَكَ اللَّهُ - أَنَّ الْمَذْهَبَ الصَّحِيحَ فِي التَّوْحِيدِ مَا نَزَلَ بِهِ الْقُرْآنُ مِنْ صِفَاتِ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ ، فَانْفِ عَنِ اللَّهِ تَعَالَى الْبُطْلَانَ وَالتَّشْبِيهَ ، فَلَا نَفْيَ وَلَا تَشْبِيهَ ، هُوَ اللَّهُ الثَّابِتُ الْمَوْجُودُ ، تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ ، وَلَا تَعْدُوا الْقُرْآنَ ؛ فَتَضِلُّوا بَعْدَ الْبَيَانِ » .
شرح : صِفَات ، عبارت است از اسماى مشتقّه و مانند آنها كه البتّه خارج از فرد خود است ، پس هيچ كدام عَلَم و اسمِ جنس نيست .
الْبُطْلَان : به كار نيامدن . و مراد اين جا ، معطّل بودن است كه بيان شد در شرح حديث دوّمِ باب دوّم .
النَّفْي : بر طرف كردن . و مراد اين جا ، حكم به بطلان است .
الثَّابِت : پا بر جا . و مراد اين جا ، دائم است و آن ازلى و ابدى است ، يا مراد واجبِ بالذات است ؛ و حاصلِ هر دو يكى است .
الْمَوْجُود : يافت شده . و مراد اين جا ، كسى است كه معلوم است نزد هر كس كه به سنّ تمييز رسيده باشد ، موافق آنچه گذشت در حديث دوّمِ « بابُ النِّسْبَة » - كه باب
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٩٣