تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اصل : فَأَمَّا الْقَلْبُ فَإِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الْهَوَاءِ ، فَهُوَ يُدْرِكُ جَمِيعَ مَا فِي الْهَوَاءِ وَيَتَوَهَّمُهُ ، فَإِذَا حُمِلَ الْقَلْبُ عَلى مَا لَيْسَ فِي الْهَوَاءِ مَوْجُوداً ، رَجَعَ رَاجِعاً ، فَحَكى مَا فِي الْهَوَاءِ . فَلَا يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يَحْمِلَ قَلْبَهُ عَلى مَا لَيْسَ مَوْجُوداً فِي الْهَوَاءِ مِنْ أَمْرِ التَّوْحِيدِ جَلَّ اللَّهُ وَعَزَّ ؛ فَإِنَّهُ إِنْ فَعَلَ ذلِكَ ، لَمْ يَتَوَهَّمْ إِلَّا مَا فِي الْهَوَاءِ مَوْجُودٌ ، كَمَا قُلْنَا فِي أَمْرِ الْبَصَرِ ، تَعَالَى اللَّهُ أَنْ يُشْبِهَهُ خَلْقُهُ . شرح : ظاهر اين است كه هشام اين فقرات را به قصد تقويت مضمون حديث نهم و دهم و يازدهمِ اين باب - كه ديدهء دل احاطه به او نمىكند - گفته باشد ، به [ معنى ] نزديك ساختن آنها به عقل‌ها ، نه به قصد برهان . « مِنْ » در مِنْ أَمْرِ براى سببيّت است . يعنى : پس امّا دل ، پس نيست سلطنت دريافتنِ او چيزها را مگر بر چيزى كه در فضاى عالم باشد از جسمانيّات ، پس دل درمىيابد هر چه را كه در اين فضاست و به ديدهء خود آن را مىبيند ، پس چون واداشته شود بر چيزى كه نيست در اين فضا يافته شده - كه ذات اللَّه تعالى باشد - برمىگردد قسمى از برگشته كه بسيار تند باشد ، پس حكايت مىكند چيزى را كه در اين فضاست ، پس سزاوار نيست خردمند را اين كه وادارد دل خود را بر چيزى كه نيست يافته شده در اين فضا ، تا كار توحيد او درست باشد . بزرگ است اللَّه تعالى و عزيز است ؛ به معنى اين كه در فضاى عالم نيست ؛ چه به درستى كه او اگر كند اين كار را ، نمىبيند به دل خود مگر چيزى را كه در اين فضا يافته شده است و مانند مىكند آن را به ربّ العالمين ، چنانچه گفتيم در كار چشم : به غايت بلند مرتبه است اللَّه از اين كه مانند در اسم جامدِ محض باشد او را آفريدهء او .