تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
كرده‌اند تكرار را ، امّا حقيقةً آن ، تكرار لَادر لَايَنْسى تا آخر است . الْفَضْل ( به ضاد با نقطه ) : زيادتى ؛ و مراد اين جا زيادتىِ عدد چيزى بر عدد چيزى ديگر است . فَصْلُهُ ، به صاد بى نقطه و ضمير است ، به معنى ديوان او ميان خلايق در آنچه اختلاف در آن دارند . يعنى : نيست سايه اندازى او را كه نگاه دارد او را و او نگاه مىدارد چيزها را با سايه اندازهاى آنها . شناساست به هر چه معلومِ كسى ديگر نيست ، شناخته شده است نزد هر نادان ، به اين روش كه به غايت يگانه است . نه مخلوقِ او در اوست و نه او در مخلوق اوست ، مدرك نمىشود به حواسّ خَمس و تجسّس كرده نمىشود ذات او يا شخص او . به فكر ، درنمىيابد او را ديده‌ها ، نه ديدهء چشم و نه ديدهء دل . بلند مرتبه بود ، پس نزديك شد به اين كه معروف شود و به غايت نزديك شد به دلهاى بندگان ، پس دور شد از ديدن بندگان . و نافرمانى كرده شد ، پس بخشايش كرد و فرمان برده شد ، پس مانند شكرِ نعمت جزاى نيكى داد . غالب نمىشوند يا غمگين نمىكنند او را اهل معصيتِ او و باعث رفعت شأن او نمىشوند اهل طاعت‌هاى او ؛ چه او نگاه دارندهء هر چيز است از فنا به محض قدرت خود . بى ابتداست ، بى انتهاست ، فراموش نمىكند عصيان كسى و طاعت كسى را و غافل نمىشود از جزاىِ عصيان و طاعت . و غلط نمىكند در حساب و قدر استحقاقِ جزا در عصيان و طاعت و بازيچه نمىسازد در آفريدنِ آسمان‌ها و زمين ، كه دانسته از جزاى عصيان و طاعت گذرد . و نه ارادهء او را زيادتى هست در عدد بر مراد ؛ او به معنى اين كه هر ارادهء او لازم دارد مراد او را . و ديوان او در روز قيامت جزاى اعمال است ؛ به معنى اين كه لازم دارد جزا را . بازيچه نيست و فرمانِ او در جزاى نيك و بد به عمل آمدنى است ؛ به معنى اين كه وقتى كه گويد به ملائكهء عذاب كه :
« خُذُوهُ فَغُلُّوهُ » :
« 1 » بگيريد او را و غُل كنيد او را ، البتّه
هامش
( 1 ) . الحاقّه ( 69 ) : 30 .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 140 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى