بركت . و شايد كه اين جا عبارت از قدرت باشد ، پس « مَا تَحْتَ الثَّرى » عبارت از هر مقدور باشد .
صاحب قاموس گفته : « الثَّرى : النَّدى ، وَالتُّرَابُ النَّدى ، أَوِ الَّذِي إِذَا بَلَّ لَمْ يَصِرْ طِيناً ، كَالثُّرَيَّاء - مَمْدُودَةً - وَالْخَيْرُ ، وَالْأَرْضُ » « 1 » .
يعنى : اى مرگِ ناگهان تو اى پرسنده ! به درستى كه صاحب كلّ اختيارِ من ، فرو نمىگيرد او را اقسام غلطها . و فرو نمىآيد به او شكها در چيزى كه نمىكند . و حيران نمىشود از چيزى - كه نداند كه چه بايد كرد - و نمىگذرد به غفلت از او چيزى و فرو نمىآيد به او حوادث روزگار ، مثل بيماريها . و پرسيده نمىشود از حسابِ چيزى . و پشيمان نمىشود بر چيزى . و نمىگيرد او را ماندگى و نه خواب . مال اوست و بس ، هر چه در آسمانها است و هر چه در زمين است و هر چه در ميان آسمان و زمين است و هر چه در تحت قدرت است ؛ پس مالك و صاحبِ كلّ اختيار هر كس و هر چيز بوده هميشه و هست و خواهد بود .
[ حديث ] چهارم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ ، قَالَ : ] اجْتَمَعَتِ الْيَهُودُ إِلى رَأْسِ الْجَالُوتِ ، فَقَالُوا لَهُ : إِنَّ هذَا الرَّجُلَ عَالِمٌ - يَعْنُونَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام - فَانْطَلِقْ بِنَا إِلَيْهِ ؛ نَسْأَلْهُ ، فَأَتَوْهُ ، فَقِيلَ لَهُمْ : هُوَ فِي الْقَصْرِ ، فَانْتَظَرُوهُ حَتّى خَرَجَ ، فَقَالَ لَهُ رَأْسُ الْجَالُوتِ : جِئْنَاكَ نَسْأَ لُكَ فَقَالَ : « سَلْ يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ » .
شرح : جَالُوت : پادشاهى بود و به دست داود كشته شد و حكايت او هست در سورهء بقره و اولاد او را به اسمِ او مىنامند . و رَأْسُ الْجَالوت : عبارت است از اعلمِ اولادِ جالوت .
يعنى : فراهم آمدند جُهودان ، سوى سردار قبيلهء جالوت ، پس گفتند او را كه : به
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 308 ( ثري ) .