أَبِي بَصِيرٍ : ] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ :
« فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ »
« 1 » ، قَالَ : « هُمْ قَوْمٌ وَصَفُوا عَدْلًا بِأَلْسِنَتِهِمْ ثُمَّ خَالَفُوهُ إِلى غَيْرِهِ » .
شرح : تفسير اين آيات مىآيد در « كِتَابُ الْإِيمَانِ وَالْكُفْرِ » در حديث اوّلِ باب هفدهم كه بىعنوان و مقدّم است بر « بَابٌ فِي أَنَّ الْإِيمَانَ مَبْثُوثٌ بِجَوَارِحِ الْبَدَنِ كُلِّهَا » و بنا بر آن مىگوييم كه : ضمير هُمْ در دوم ، راجع به مجموعِ مرجعِ ضمير فَكُبْكِبُوا و غَاوُونَ است .
قَوْم ، عبارت از قوم محمّد صلى الله عليه و آله است كه قريش يا اصحاب يا امّت اجابتاند .
الوَصْف : شناختن حال چيزى .
العَدْل : توسّط ميان افراط و تفريط ؛ و مراد اينجا ، محكمات كتاب الهى است ؛ چه آن در هر امّتى ميزانِ عدل است كه هر عملى و هر حُكمى را به آن بايد سنجيد .
بِأَلْسِنَتِهمْ نعتِ عَدْلًا است و اشارت است به اين كه آن عدل ، قرآن است .
يعنى : روايت است از امام محمّد باقر عليه السلام در قول اللَّه - عَزَّ وَ جَلَّ - در سورهء شعراء در بيان حال جمعى از قريش كه به غير حق ، امامت و حكومت يافتند و حال جمعى ديگر كه به گمراهى ، تابع ايشان شدند و عبادت ايشان كردند كه : پس انداخته شدند سر به شيب در جهنّم ، آن معبودان و گمراهان كه پرستش ايشان كردند . امام گفت كه : آن سر به شيب انداخته شدگان ، قريشاند كه شناختند محكمات كتابى از كتابهاى الهى را كه به زبانهاى ايشان است و بعد از آن ، مخالفت كردند و سوى پيروى ظن رفتند با وجود آنكه محكماتى كه در آنها نهى از اختلاف از روى ظن هست ، مكرّراً صريحاً به نظر ايشان رسيده .
هامش
( 1 ) . شعرا ( 26 ) : 94 .