تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
سُوء ( به ضمّ سين و سكون واو [ و ] همزه ) در اصل ، مصدر باب « نَصَرَ » است ، به معنى بدى ؛ و از آن ، مأخوذ است فعل ذّم ، مثل
« ساءَ ما يَحْكُمُونَ »
« 1 » و اين‌جا مستعمل شده به معنى بد ، به عنوان مبالغه . پس عبارت از كبيره است . باء در بِجَهَالَة براى مُلابست است و اين ، محلّ استشهاد است ؛ زيرا كه افادهء اين مىكند كه اگر با علم به كبيره بودن باشد ، توبهء آن وقت ، مقبول نمىشود اصلًا ؛ بلكه اگر حَقُّ النَّاس باشد و مراجعت شود ، احتمال نجات هست بعد از حساب و الّا فَلَا ، چنانچه مذكور شد در شرح حديث اولِّ باب سابق : و اگر حق اللَّه باشد ، احتمال نجات هست بعد از حساب . « ثُمَّ » براى تراخى است . مِنْ به معنى « فِي » است . قَريب عبارت است از وقتى كه متّصل است به لقاء اللَّه و آن ، وقتِ بلوغ نفس به حلق است . « فاء » در فَأُولئِكَ براى بيان و دفع توهّم اين است كه سنگينىِ قبولِ آن توبه بر اللَّه تعالى ، باعث ترك قبولِ آن شود . يعنى : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مىگفت كه : چون رسد جان به اين‌جا - / و اشارت كرد به دست خود ، سوى حلق خود - / نيست براى دانا به كبيره بودن كبيره كه كرده باشد آن را ، اين كه اللَّه تعالى قبول كند توبهء او را . بعد از آن ، امام عليه السلام خواند گفتهء اللَّه تعالى را در سورهء نساء كه : جز اين نيست كه قبول توبه ، سنگين است بر اللَّه تعالى براى جمعى كه مىكنند كبيره را با نادانىِ ايشان به كبيره بودن آن و به تراخى ، توبه مىكنند در وقتى كه نزديك به مردن است كه جان به حلق رسيده است . بيانِ اين ، آن‌كه : آن جماعت ، بازگشت مىكند اللَّه تعالى بر ايشان به قبول توبهء ايشان و بوده اللَّه ، دانا به مصالح ، رعايت كنندهء مصالح .

[ حديث ] چهارم

اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ ، عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ ، عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي ، عَنْ
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 136 ؛ نحل ( 16 ) : 59 ؛ عنكبوت ( 29 ) : 4 ؛ جاثيه ( 45 ) : 21 .