تعالى است ، به ترك خودرأيى در قول و فعل .
لَا در و لَامَعْرِفة براى نفى جنس است .
الْإيمَان : گرويدن ؛ و مراد ، اين جا مركّب از معرفت و عمل است ، به اعتبار اين كه معرفت ، گرويدن است و عمل ، لازمِ گرويدن است و در كثرت و قلّت بر طبق قوّت و ضعف آن است ، چنانچه اللَّه تعالى گفته در سورهء بنى اسرائيل كه :
« كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
« 1 » و بيان مىشود در باب يازدهم و شانزدهم « كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ » .
يعنى : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مىگفت كه : قبول نمىكند اللَّه تعالى از كسى طاعتى را ، مگر با شناخت ربوبيّت ربّ العالمين ، به دانستن مسئلهء فروع فقه يا مسئلهء اصول فقه و ترك پيروى ظنّ در آن ، و نمىباشد اين شناخت ، مگر با طاعت . پس هر كه شناخت دارد ، راهنمايى مىكند او را بر طاعت . و كسى كه طاعت نمىكند ، پس شناخت نيست او را . آگاه باشيد ! به درستى كه بعض اجزاى ايمان به سبب بعضى ديگر است .
[ حديث ] سوم
اصل : [ عَنْهُ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ ، عَمَّنْ رَوَاهُ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : ] « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ ، كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ » .
شرح : مَا دو جا ، موصوله و مصدريّه مىتواند بود ، و بر هر تقدير ، أكثَر به ثاء سه نقطه و باء يك نقطه « 2 » مىتواند بود و حاصلِ همه يكى است ؛ زيرا كه اين قسم كسى ، افسادِ كار آخرت خود مىكند ، به حفظ خون و مال خود ، به التزام ظاهر اسلام يا به كسب مال و اعتبار ، به موافقت رؤساى ضلالت . و كار آخرت ، بيشتر و بهتر است از كار دنيا ، به اعتبار اين كه اوّل با خلود و خلوص است و دوم ، منقطع و سهل است .
يعنى : گفت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه : هر كه خداپرستى كرد بنا بر غير دانشِ مسئلهء فروع فقه يا مسئلهء اصول فقه ، شد آنچه تباه مىكند آن را ، بيشتر از آنچه نيكو مىكند آن را .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 84 .
( 2 ) . يعنى « أكبر » هم مىتواند باشد .