تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
امام ماضى ، چنانچه مىآيد در كتاب « الْإِيمَانِ وَ الْكُفْرِ » در حديث چهارمِ باب چهل و دوم كه « بَابُ الْعِبَادَة » است و مىآيد در « كِتَابُ الْمَعِيشَة » در « بَابُ دُخُولِ الصُّوفِيَّة عَلى أَبي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَ احْتِجَاجِهِمْ عَلَيْه » كه باب اوّل است . و مثل آيتى از قرآن كه رفع حكم سابق كند و آيتى كه حكمش مرفوع شود ، چنانچه مىآيد در حديث اوّلِ باب هفدهم « كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ » . و مثل اين كه لفظى مؤخّر قرينهء ارادهء خلاف ظاهر شود از لفظى مقدّم . يعنى : روايت است از عبد اللَّه بن شُبرُمه ( به ضمّ شين بانقطه و سكون باء يك نقطه و ضمّ راء و تخفيف ميم ، كه فقيه و قاضى مخالفان در كوفه بوده ) گفت كه : هيچ وقت به يادم نمىآيد حديثى كه شنيدم آن را از جعفر بن محمّد عليهما السلام ، مگر آن كه نزديك است كه شكافته شود دلم . گفت جعفر بن محمّد كه : روايت كرد پدرم از جدّم از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . در ميان اين سخن ابن شُبرُمه گفت كه : و من قسم مىخورم به خدا كه دروغ نگفت پدرش بر جدّش و نه جدّش بر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . باز ابن شُبرُمه بر سر نقل تتمّهء سخن اوّل رفت كه : گفت جدّم كه : گفت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : هر كه عمل كند به قياس كرده شده‌ها ، پس به تحقيق جهنّمى شده و جهنّمى كرده مردمانى را كه تابع او شده‌اند . و هر كه فتوا دهد مردمان را در هر چه پرسند و او به دانش ، جدا نكند بر طرف كننده را از بر طرف شده و « صَرِيحُ الدَّلَالَه » را كه احتمال نسخ در آن نباشد ، از غير آن ، پس به تحقيق جهنّمى شده و جهنّمى كرده ديگران را . اشارت به اين است كه : نهى از فتوا به پيروى ظنّ در آيت‌هاى صريح هست و آنها احتمال نسخ ندارد ؛ چه در آنها هست كه اين نهى در هر كتاب الهى بوده و هيچ پيغمبرى فرستاده نشده ، مگر براى نهى از اختلاف از روى ظنّ .