كرد آن بنده گفتهء او را و فرمانبردارى كرد ، پس داخل كرد اللَّه تعالى آن بنده را در بهشت و داخل كرد آن خواننده را در آتش جهنّم براى ترك او دانش خود را و پيروى او خواهش نفس را و درازى آرزوى او . امّا ضرر پيروى خواهش نفس ، پس اين است كه باز مىدارد از به كار آمدنى كه پيروى محكمات قرآن است و پيروى ظنّ مىفرمايد .
و ضرر درازى آرزو ، اين است كه فراموش مىسازد آخرت را و از تهديدهاى الهى غافل مىكند .
[ حديث ] دوم
اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ ؛ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ ، وَمَنْ عَمِلَ عَلِمَ ، وَالْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ ، فَإِنْ أجَابَهُ وَإلّا إرْتَحَلَ عَنْهُ » .
شرح : المَقرُون ( به قاف و راء بىنقطه ، به صيغهء اسم مفعول باب « نَصَرَ » ) : دست و گردن بسته شده ، نظير آيت سورهء ابراهيم :
« وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ »
« 1 » و مراد اين جا ، بىفايده و نامقبولِ درگاه الهى است ، « 2 » موافق آنچه گذشت در حديث دومِ باب ششم كه « بَابُ صِفَةِ العُلَماء » است و مراد ، اين است كه : عمل ، باعث گشادِ علم مىشود .
فاء در فَمَنْ ، تفريعيّه است . مَنْ عَلِمَ عَمِلَ امرِ در صورت خبر است . و همچنين است مَنْ عَمِلَ عَلِمَ . و مىتواند بود كه امر اين جا ، « 3 » براى اباحت باشد و راجع شود به نهى از طلب علم ، پيش از عمل به آنچه معلوم شده ، موافق آنچه مىآيد در حديث چهارمِ اين باب .
يَهتِفُ ( به تاء دو نقطه در بالا و فاء ) به صيغهء مضارع غايب معلوم باب « ضَرَبَ » به تقدير « يَهتِفُ بِمَنْ عَلِمَ » است .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) : 49 .
( 2 ) . يعنى : علم بدون عمل ، بىفايده و نامقبولِ درگاه الهى است .
( 3 ) . يعنى در « مَنْ عَمِلَ عَلِمَ » ، نه در « مَنْ عَلِمَ عَمِلَ » .