پيروى آن محكمات ، حكم ميان خلايق مىكند ، پس در دعوى امامت راستگوست و اگر نه ، دروغگو . پس چون خردمندى هست ، قرآن محمّد صلى الله عليه و آله براى امام نيز بس است و احتياج به معجزهء تازه ندارد .
[ حديث ] بيست و يكم
اصل : [ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنِ الْوَشَّاءِ ، عَنِ الْمُثَنَّى الْحَنَّاطِ ، عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشى ، عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ ، عَنْ مَوْلىً لِبَنِي شَيْبَانَ ] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ، قَالَ : « إِذَا قَامَ قَائِمُنَا ، وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبَادِ ، فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَكَمَلَتْ بِهِ أَحْلامُهُمْ » .
شرح : فَجَمَع به صيغهء معلومِ باب مَنَعَ است و ضمير مستتر ، راجع به اللَّه است و مىتواند بود كه به صيغهء مجهول باشد . و مؤيّد اوّل است اختلاف ميان جَمَعَ و كَمَلَتْ در تذكير و تأنيث . و بر هر تقدير ، مراد به جَمع عُقُول ، تقويت هر كدام است به اعتبار زياد كردن وسع هر كدام از آنچه پيشتر بوده .
ضمير بِهَا راجع به يَدَه است و باء ، براى سببيّت است ، يا راجع به رُؤُوس است و باء به معنى « في » است .
وَ كَمَلَتْ ( به صيغهء معلوم باب « نَصَرَ » و « حَسُنَ » و « عَلِمَ » ) عطف است به جَمَعَ و ضمير بِهِ راجع به مصدر جَمَعَ است ، يا راجع به مجموع مصدر وَضَعَ و جَمَعَ است .
الأحْلام : بدنها . و به اين معنى ، مفرد ندارد . و وقارها . و به اين معنى ، جمعِ « 1 » حِلْم ( به كسر حاء و سكون لام ) است . و معنى اوّل اين جا ، مناسبتر است .
يعنى : روايت است از امام محمّد باقر عليه السلام گفت كه : چون به كار امامت ايستد قائم آل محمّد - مراد ، صاحب الزمان عليه السلام است - مىگذارد اللَّه تعالى دست رحمت و توفيق خود را بر سر بندگان خود . پس تقويت مىكند به آن دست ، خردمندىهاى ايشان را و قوى مىشود به سبب آن تقويتِ عقول ، بدنهاى ايشان . منقول است كه هر مؤمنى
هامش
( 1 ) . « ظ » : + / و .