است . و از جملهء فرح ممدوح است ، خوشحالى به ايمان به رسول اللَّه و به وصىّ او ، موافق آيت سورهء يونس :
« قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ »
« 1 » و موافق آنچه مىآيد در « كِتَابُ الدُّعَاءِ » در حديث بيستم آخر ابواب « 2 » كه :
« فَإنَّه غَيرُ مَنقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَنِي » . پس اندوه با وجود ايمان به ايشان به سبب فقد اسباب دنيا مذموم است . و فرحِ مذموم ، مذكور است در آيات بسيار از آن جمله آيت سورهء قصص :
« لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ »
« 3 »
.
حُزْن ( به ضمّ حاء بىنقطه و سكون زاء بانقطه و به فتح حاء و فتح زاء ) مصدر باب عَلِمَ است .
الْفَة ( به ضمّ همزه و سكون لام و فاء ) اسم مصدر باب عَلِمَ يا باب افتعال است .
فُرْقة ( به ضمّ فاء و سكون راء بىنقطه و قاف ) اسم مصدر باب افتعال يا باب مفاعله است .
سَخاء ( به فتح سين بىنقطه و خاء بانقطه و الف و همزهء منقلبه از واو ) مصدر باب « نَصَرَ » و « مَنَعَ » و « عَلِمَ » و « حَسُنَ » است .
بُخْل ( به ضمّ باء يك نقطه و سكون و ضمّ خاء بانقطه و به فتح باء و سكون و فتح خاء ) مصدر باب « حَسُنَ » و « عَلِمَ » است .
يعنى : و خوش خويى و ضدّ آن ، بد خويى است ؛ و حسن تدبير در اصلاح و ضدّ آن ، نابود كردن است ؛ و فراغت و ضدّ آن ، مبالات است ؛ و عدالت و ضدّ آن ، طلب علم زياده از حدّ است ؛ و خوددارى و ضدّ آن ، پيروى خواهش نفس است ؛ و سنگين بودن و ضدّ آن ، سبكى است ؛ و نيكبختى و ضدّ آن ، بدبختى است ؛ و پشيمان شدن از بد و ضدّ آن ، به جِد بودن در بدى است ؛ و طلب آمرزش گناه و ضدّ آن ، بازى خوردن به نعمتها با وجود گناهان است ؛ و نگاهدارى جانب اوقات و حدود نمازها و ضدّ آن ،
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) : 58 .
( 2 ) . بابُ دَعَواتٍ مُوجِزاتٍ لِجَميعِ حَوائِجِ الدُنيا والآخِرة .
( 3 ) . قصص ( 28 ) : 76 .