مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
« 1 » » .
شرح : و گفت در سورهء عنكبوت براى سرزنش بيشتر مردمان كه : و هر آيينه اگر پرسى جمعى را كه گرويدهاند به باطل كه بازيچه باشد و آن اختلاف از روى ظن است كه : آيا كه فرو فرستاد از بالا آبى را ، پس زنده كرد به آن آب ، زمين را بعد از مردنِ آن زمين ؟ هر آينه مىگويند : البتّه كه اللَّه تعالى فرو فرستاد . بگو - اى محمّد - كه : ستايش ، اللَّه تعالى راست كه بىجا عذاب نمىكند ؛ بلكه بيشتر اهل زمين با وجود دانستن اين ، خردمندى نمىكنند و به باطل مىگروند و براى آن ، مستحقّ عذاب مىشوند .
اصل : « يَا هِشَامُ ، ثُمَّ مَدَحَ الْقِلَّةَ ، فَقَالَ :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
« 2 » وَقَالَ :
« وَ قَلِيلٌ ما هُمْ »
« 3 » وَقَالَ :
« وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ »
« 4 » وَقَالَ :
« وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ »
« 5 » » .
شرح : اى هشام ! اللَّه تعالى اكتفا به سرزنش بيشتر نيز نكرد ؛ چون دانست كه پيروان ظن ، كمى و بىاعتبارى مخالف خود را دليل بطلان ايشان مىكنند تا به حدّى كه دعوى اجماع مىكنند . به ملاحظهء اين كمى و بىاعتبارى ، نوازش اهل حق كرد با كمىِ ايشان ، به اين روش كه گفت در سورهء سبأ كه : و كمى از بندگان من شكر گزار است .
و گفت در سورهء ص كه : و كمِ كماند ايشانى كه ايمان و عمل صالح دارند .
و گفت در سورهء مؤمن كه : و گفت مردى مؤمن از خويشان فرعون ، كه از ترس پوشيده مىداشت ايمان خود را كه : آيا مىكُشيد مردى را - مراد ، موسى است - به همين گناه كه گويد كه : صاحب كلِّ اختيارِ من ، اللَّه تعالى است و بس .
مراد اين است كه : در تميز نيك و بد ، احتياج به وحى او به رسولى هست و به
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) : 63 .
( 2 ) . سبأ ( 34 ) : 13 .
( 3 ) . ص ( 38 ) : 24 .
( 4 ) . غافر ( 40 ) : 28 .
( 5 ) . هود ( 11 ) : 40 .