عذرى ، كاملتر است از تعب كشيدن هر تعب كشندهء غير نبى در عبادت . و به جا نياورده بندهء اللَّه تعالى قرار دادهاى اللَّه تعالى را ، مگر وقتى كه به رعايت آداب حسنه فرا گرفته باشد علم آنها را از او و پيروى ظن نكرده باشد و نمىرسند همگى اطاعت كنندگان ( غير فراگيرندگان علم از او ) در كمال طاعت خود ، به آنچه رسيده به آن فراگيرندهء علم از او ، و فراگيرندگان علم از او . ايشاناند صاحبان مغزها كه بيانِ ايشان كرده اللَّه تعالى در چند سوره و مىآيد در حديث آينده . و به خاطر خود جا نمىدهند آن را كه گفتيم در صفت فراگيرندگان علم از او ، مگر صاحبان مغزها .
مخفى نماند كه چون در مصاحف مشهوره لفظ وَمَا يَتَذَكَّرُ نيست ، به اين روش ، شرح ظاهرتر نمود ، اگر چه مىتواند بود كه نقل معنى يا قرائتى غير مشهور باشد .
[ حديث ] دوازدهم
اصل : [ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ ] عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ ، قَالَ : قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عليه السلام : « يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللَّهَ - تَبَارَكَ وَتَعَالى - بَشَّرَ أهْلَ الْعَقْلِ وَالْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ ، فَقَالَ :
« فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »
« 1 » » .
شرح : العَقْل : خردمندى . الفَهْم ( به فتح فاء و سكون هاء ) : هوشمندى . و فرق ميان اين دو ، اين است كه دوم ، از توابع اوّل است ، به تفصيلى كه مىآيد در حديث چهاردهمِ اين باب .
قَوْل اعمّ است از كلام اللَّه تعالى و كلام رسولش و كلام اوصياى رسولش . و استماع قول ، عبارت است از ترك خودرأيى در احكام شرعيّه و التزامِ سؤالِ « اهل الذكر » در مسائل غير معلومه به بيّنات [ و زُبُر ] . « 2 »
أحْسَنَه مَفعولٌ بِه است . و ضمير ، راجع به قَوْل است . و احسنِ قولِ اللَّه ، آيات بيّناتِ
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) : 17 و 18 .
( 2 ) . « ظ » : وزير .