براى همين زادن و زيستن و مردن دنيا نيست ؛ بلكه قيامتى خواهد بود كه جزاى نيك ؟
و بد ، آنجا باشد . پس در طلب دانستن نيك و بد از پى پيغمبرى مىبايد رفت و پيروى ظن نمىبايد كرد و اللَّه تعالى اكتفا به آن نكرده ، مدد كرد پيغمبران خود را به صريح كردن آن و راهنمايى كرد در قرآن مردمان را بر صاحب كلِّ اختيار هر كس و هر چيز بودن خود به دليلها ؛ به اين روش كه گفت در سورهء بقره كه : سزاوار پرستشِ شما در سزاوارىِ پرستش يگانه است ؛ چه نيست سزاوار پرستشى مگر او ؛ چه اوست بخشاينده به همه چيز ، آنچه را كه لايق آن چيز است ، مهربان به مؤمنان .
بيانِ اين يگانگى آن كه : به درستى كه در آفريدن آسمانها و زمين و دگرگون شدن شب و روز و كشتىهايى كه روان است در دريا ، با بارهايى كه فايده مىدهد آن بارها مردمان را و آنچه فرو فرستاد از بالا كه آبى است ، پس زنده كرد به آن آب ، زمين را به گياه ، بعد از مردن زمين به بىگياهى ، و آنچه پراكنده كرد در زمين كه هر جنبنده است ، و تغيير بادها كه گاهى از مشرق و گاهى از مغرب و گاهى از جنوب و گاهى از شمال و گاهى از ميانهء اينها مىآيد ، و ابرى كه به فرمان درآورده شده مىايستد با آن سنگينىْ ميان آسمان و زمين ، هر آينه دليلهاست براى جمعى كه خردمندى مىكنند ؛ چه ايشان به سبب اينها اقرار مىكنند به اين كه اين كارخانه ، بىآفريدگارى عادلِ حكيم نيست ، و آن آفريدگار به عبث نيافريده اينها را ، و مردگان را زنده خواهد كرد براى جزاى بد و نيك . پس پيغمبران و كتابها و امامان را [ فرستنده ] « 1 » خواهد بود جهت بيان نيك و بد و نهى از اختلاف از روى ظن . پس اختلاف از روى ظن نبايد كرد و در طلب علم از پيغمبران و كتابهاى الهى و امامان حق ، سعى بايد كرد .
اصل : « يَا هِشَامُ ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ ذلِكَ دَلِيلًا عَلى مَعْرِفَتِهِ بِأَنَّ لَهُمْ مُدَبِّراً ، فَقَالَ :
« وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ »
» . « 2 »
هامش
( 1 ) . « ظ » : فرستاده .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) : 54 .