يعنى : و آنچه محمّد صلى الله عليه و آله براى امّت خود ، بيان حلال بودنِ آن كرده ، حلال است و آنچه بيان حرام بودنِ آن كرده ، حرام است تا روز قيامت . حقّى مخالف آن دو نخواهد آمد و اين نيز باعث اميدى است كه مذكور شد .
اصل : وَوَسَّعْنَا قَلِيلًا كِتَابَ الْحُجَّةِ وَإِنْ لَمْ نُكَمِّلْهُ عَلَى اسْتِحْقَاقِهِ ؛ لِأَنَّا كَرِهْنَا أَنْ نَبْخَسَ حُظُوظَهُ كُلَّهَا .
وَأَرْجُو أَنْ يُسَهِّلَ اللَّهُ - جَلَّ و عَزَّ إِمْضَاءَ مَا قَدَّمْنَا مِنَ النِّيَّةِ ، إِنْ تَأَخَّرَ الْأَجَلُ صَنَّفْنَا كِتَاباً فِي الحُجَّة أَوْسَعَ وَأَكْمَلَ مِنْهُ ، نُوَفِّيهِ حُقُوقَهُ كُلَّهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالى ، وَبِهِ الْحَوْلُ وَالْقُوَّةُ ، وَإِلَيْهِ الرَّغْبَةُ فِي الزِّيَادَةِ فِي الْمَعُونَةِ وَالتَّوْفِيقِ . وَالصَّلَاةُ عَلى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ .
شرح : نَبْخَس : به باء يك نقطه و خاء بانقطه و سين بىنقطه ، به صيغهء مضارع معلوم متكلّم مَعَ الْغَير « باب مَنَعَ » است .
الحَوْل ( به فتح حاء بىنقطه و سكون واو ، مصدر باب « نَصَرَ » ) : پيچيده و كج شدن ؛ و مراد اين جا ، پيچيدگى عزم و برگشتن آن از كارى است . و مقابلهء آن با قوّتِ عزم ، به اعتبار اين است كه پيچيده ، ضعيف مىباشد ، مثل چشم احْوَل .
يعنى : و گشاده كرديم اندكى كتاب حجّت را به معنى كتابى كه در آن مذكور شده احاديث متعلّقه به احوال امام مُفترض الطَّاعه ، خواه رسول و خواه وصىِّ عالِم به جميع احكام كه پيروى ظن نكند ، اگر چه كامل نساختيم كتاب حجّت را بر قدرى كه لايق آن است . و وجه گشاده كردنِ اندك ، اين است كه قصد سابق ما اين بود كه نمىخواستيم كه چيزى كم كنيم از هر چه لايق آن است و از اين قصد در وقت تصنيف كتاب كافى ، اندك ميسّر شد و باقى ميسّر نشد و اميد مىدارم كه آسان كند اللَّه - جَلَّ وَ عَزَّ - به عمل آوردنِ آن قصد سابق را .
اگر پس افتد زمان مرگ ، تصنيف كنيم كتابى علىحِده در احاديث حجّت ، گشادهتر و كاملتر از اين كتاب حجّت . دهيم آن كتاب را هر چه حق آن است ، اگر خواسته باشد اللَّه تعالى . و به وسيلهانگيزى اوست و بس ، پيچيده شدنِ عزم از كارى و
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٧٣