الصُّنْع : اين كه كسى كارى را تواند كرد و تواند نكرد و كند ، به واسطهء رعايت مصلحت ، نه به واسطهء آن كه اسباب نكردن را ندارد .
يعنى : پس لازم شد به اعتبار عدالت اللَّه - جَلَّ وَ عَزَّ - و رعايت او مصلحت را در هر چيز ، اين كه مخصوص كند هر كه را كه آفريد از جملهء مخلوقان خود ، نوعى از آفريده كه تاب امر و نهى الهى دارد ، به امر و نهى خود ، تا نباشند سَرداده شدگانِ « 1 » واگذاشته شدگان . و تا بزرگ شمرند اللَّه تعالى را به پرستش و به تنهايى او را پرستند ؛ به اين معنى كه پيروى ظن خود نكنند كه خودپرستى است و پيروى ظن مانند خود نكنند كه مانند خودپرستى است . و اقرار كنند براى اللَّه تعالى به اين كه صاحب كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز است . و تا ايمان آورند به اين كه اللَّه تعالى آفرينندهء ايشان است به تدبير . و روزىرسانِ ايشان است ؛ زيرا كه گواهانِ صاحب كلّ اختيارِ هر كس و هر چيز بودن او راهنماهاى ظاهرند در آسمانها و زمين و مانند آنها ، بر حالى كه امامانِ او تابانان آشكارند به نور علم به جميع آداب ، و محكمات كتاب او درخشان است .
بيانِ اين آن كه : آن گواهان مىخوانند آن مخلوقان را سوى پرستيدن اللَّه - عَزَّ وَ جَلَّ - به تنهايى . و گواهى مىدهند به زبان حال ، بر خود ، براى سازندهء خود به صاحب كلّ اختيار بودن و مستحقّ پرستش بودن . آن خواندن و گواهى دادن ، براى چيزى است كه در گواهان هست از اثرهاى صنعِ اللَّه تعالى و خوشآيندهايى كه حاصل شده از تدبير او ، مثل اين كه آفتاب و ماه و ستارهها و آسمانها هر كدام ، مقدارى و جايى و صفتى دارد و از خود ، چنين نشده ؛ بلكه كسى كه آفريدگار است ، چنين كرده .
اصل : فَنَدَبَهُمْ إِلى مَعْرِفَتِهِ ؛ لِئَلَّا يُبِيحَ لَهُمْ أَنْ يَجْهَلُوهُ وَيَجْهَلُوا دِينَهُ وَأَحْكَامَهُ ؛ لِأَنَّ الْحَكِيمَ لَايُبِيحُ الْجَهْلَ بِهِ وَالْإِنْكارَ لِدِينِهِ ، فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ :
« أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ »
، « 2 » وَقَالَ :
« بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ
هامش
( 1 ) . رها كرده شدگان .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) : 169 .