يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ »
. « 1 »
شرح : چون مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - فارغ شد از بيان اين كه واجب است بر اللَّه تعالى اين كه تكليف كند بىعيبانِ در خِرد را به ترك اختلاف از روى ظن ، شروع كرد در بيانِ اين كه اين ، تكليفِ واقعِ هميشگى است و معلوم است از قرآن .
النَّدْب : خواندن كسى را سوى كارى از روى جِد .
الْمَعْرِفَة : شناختن ؛ و مراد اين جا ، اعتراف و گرويدن به تمام دل است به ربوبيّت اللَّه تعالى كه شناخته شده است .
الْجَهْلَ : نادانى ؛ و مراد اين جا ، ضدّ معرفت است ، به سبب اختلاف از روى ظن .
الدِّين ( به كسر دال بىنقطه و سكون ياء دونقطه در پايين ) : فرمانبردارى . و دين الهى عبارت از اسلام است و آن ، متضمّن ترك اختلاف از روى ظن است ، چنانچه گفته در سورهء آل عمران كه :
« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ » .
« 2 »
الْإِنْكَار : نشناختن . و آن ، ضدّ اعتراف است .
عَلى بنائيّه است و مراد ، قول « 3 » به عنوان حكايت نفسِ حكم اللَّه تعالى است ، مثل قول به اين كه آب كُر به محض ملاقاتِ نجاست ، نجس نمىشود . و اين ، احتراز است از قول در محلّ حكم اللَّه تعالى ، مثل قول به اين كه اين آب ، كُر است ؛ زيرا كه اين قول ، اگر از روى ظن باشد نيز جايز است ، چه جاى آنچه غير هر دو باشد ، مثل قول به اين كه زيد در فلان شهر است .
يعنى : پس خواند اللَّه تعالى بىعيبان در خِرد را سوى اعتراف به ربوبيّت او تا مبادا ترك واجب كرده ، روا داشته باشد براى ايشان اين را كه اعتراف ننمايند به
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) : 32 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 19 .
( 3 ) . يعنى قول در « أن لَايَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إلَّاالْحَقَّ » .