تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
حديث هفتمِ باب دوم كه « بابُ فَرْضِ الْعِلْمِ وَ وُجُوبِ طَلَبِهِ و الْحَثِّ عَلَيْهِ » است و بيان مىشود كه ضمير مِنْهم راجع به جمعى از باديه نشينان عرب است كه دعوى ايمان كردند و كافر و منافق‌اند ؛ چون ترك طلبِ علمِ دين كردند و توضيح آيتِ « فَسْئَلُوا » مىآيد در « كِتَابُ الْعَقْلِ » در شرح حديث دهمِ باب هفدهم كه « بَابُ النَّوَادِر » است . يعنى : پس ثابت شد كه هستند بىعيبانِ در خِرد در حصار امر و نهى الهى كه يكى از ايشان بيرون نيست از آن حصار و هستند فرموده شدگانِ به گفتن حق . رخصت داده نشده براى ايشان در ماندن بر جهالت كه اختلاف از روى ظن است . بيانِ اين آن كه : امر كرده ايشان را به پرسيدن و دانا شدن در مسائل خداپرستى . بيانِ اين آن كه : در سورهء توبه بعد از بيان سهولتِ طريقِ حصولِ تفقّهِ در دين براى مؤمنانِ از جملهء باديه‌نشينان عرب ، سرزنش كرده غير ايشان را از جملهء باديه‌نشينان عرب كه دعوى ايمان به خدا و رسولش مىكنند و ايمان ندارند ؛ به اين روش كه گفته كه : پس چرا نرفتند سوى دارالعلم از جملهء هر اهل سرزمينى على حِده ، از جملهء آن باديه نشينان ، طايفه‌اى براى اين كه دانا شوند در دين ، و براى اين كه ترسانند قوم خود را چون برگردند سوى آن قوم از عذابى كه وعيد به آن شده در محكمات قرآنِ متواترِ نزد ايشان ، براى پيروان ظن و اهل اختلاف از روى ظن ، تا شايد كه جميع آن باديه‌نشينان ، حذر و اجتناب كنند از آن عذاب ، و عذر نامعقول نگويند كه چاره‌اى غير پيروى ظن و اختلاف از روى ظن نداشتيم . و گفته در سورهء نحل و سورهء انبيا كه : پس سؤال كنيد عالمان به جميع كتاب الهى ، خواه محكم و خواه متشابه را ، اگر باشيد كه ندانيد چيزى از دين را كه حاجت شما به آن افتاده باشد . اصل : فَلَوْ كَانَ يَسَعُ أَهْلَ الصِّحَّةِ والسَّلَامَةِ الْمُقَامُ عَلَى الْجَهْلِ ، لَمَا أَمَرَهُمْ بِالسُّؤَالِ ، وَلَمْ يَكُنْ يَحْتَاجُ إِلى بِعْثَةِ الرُّسُلِ بِالْكُتُبِ وَالْآدَابِ ، وَكَانُوا يَكُونُونَ عِندَ ذلِكَ بِمَنْزِلةِ الْبَهَائِمِ ، وَمَنْزِلةِ أَهْلِ الضَّرَرِ وَالزَّمَانَةِ ، وَلَوْ كَانُوا كَذلِكَ ، لَمَا بَقُوا طَرْفَةَ عَيْنٍ .