الْأثْقَال ( جمع ثِقْل به كسر ثاء و سكون قاف ) : بارهاى گران ؛ و مراد اين جا ، آزارهايى است كه حضرت رسول - عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلَامُ - مىكشيده از منكران و منافقان ، مانند استهزا و نسبت او به ديوانگى و جهادها .
النُّبُوَّة : خبردار بودن آدمى ، سخن اللَّه تعالى را بىواسطهء آدمى ديگر . و نبوّت دو طرف دارد :
يكى بالاتر از نبوّت است و مرتبهء خدايى است . و آن ، دانستن چيزى است كه بىمكابره اختلاف در آن و در دليلِ آن رود بىاحتياج به دانستنِ سخن كسى در بيان آن چيز و بىاحتياج به ديدن چشم يا شنيدن گوش و مانند آنها .
و ديگرى پايينتر از نبوّت و نزديك به نبوّت است و مرتبهء ائمّهء معصومين عليهم السلام و مانند ايشان است و در فاطمه عليها السلام و سلمان رحمه الله نيز نقل شده ، و آن ، به يادْ آمدن چيزى است به سبب سخن فرشته در وقتِ حاجتِ به آن يادْ آمدن ؛ و آن به يادْ انداختنِ فرشته را تحديث مىگويند ، و مىآيد در « كِتَابُ الْحُجّة » در احاديث باب چهل و يكم كه « بابٌ فِي شَأْن
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
وَتَفْسِيرِهَا » ست ؛ اين كه هر سال در شب قدر ، فرشتگان ، نزد امام زمان مىآيند و به ياد او چيزى چند مىاندازند كه فايده كند او را در دانستن احوال آينده از قرآن تا شب قدر ديگر .
و پايينتر از مرتبهء تحديث ، مرتبهء الهام است كه مرتبهء حاضر جوابان و زيركان است . و آن ، انداختنِ اللَّه تعالى است چيزى را به ياد كسى در وقت حاجتِ آن كس به يادِ آن چيز ، بىواسطهء سخن كسى ديگر .
المَنَاهِج ( جمع مَنْهَج ) : راههاى گشادهء ظاهر ؛ و مراد اين جا ، محكمات قرآنى است كه عبارتهاى گوناگون دارد و هر يك ، راه شناخت امام مُفترض الطاعه است در هر زمان .
الدَّوَاعِي ( جمع داعِية ) : چيزى چند كه خوانَد كسى را سوى چيزى ؛ و مراد اين جا ، متشابهات قرآن است كه چون بىمكابره اختلاف در معنى آنها مىرود ، مىخواند مردمان را سوى اقرار به احتياج به امامِ مُفترض الطاعه در هر زمان ، وَ الّا همان شد كه بود .
التَّأْسِيس : استوار كردن اصل ديوار . الْأسَاس : اصل ديوار ؛ و مراد اين جا ، محكمات است ؛ چه آنها اصلِ متشابهات است .