و بود پيغمبر صلى الله عليه و آله به بندگان ، مشفقِ مهربان ؛ چه بيان مىكرد براى ايشان چيزهايى سهل را . پس محال است كه ايشان را بىتعيين خليفه گذاشته ، باعث اين قدر خونريزى شود .
اصل : فَلَمَّا انْقَضَتْ مُدَّتُهُ ، وَاستُكْمِلَتْ أَيَّامُهُ ، تَوَفَّاهُ اللَّهُ وَقَبَضَهُ إِلَيْهِ ، وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ مَرْضِيٌّ عَمَلُهُ ، وَافِرٌ حَظُّهُ ، عَظِيمٌ خَطَرُهُ . فَمَضى صلى الله عليه و آله و سلم وَخَلَّفَ فِي أُمَّتِهِ كِتَابَ اللَّهِ ، وَوَصِيَّهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنينَ وَإِمَامَ الْمُتَّقِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ ، صَاحِبَيْنِ مُؤْتَلِفَيْنِ ، يَشْهَدُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا لِصَاحِبِهِ بِالتَّصْدِيقِ .
شرح : المُدَّة ( به ضمّ ميم و تشديد دال بىنقطه ) : زمان طويل ، مثل سالها و ماهها .
اسْتُكْمِلَتْ ، به صيغهء مجهول است .
الاسْتِكْمَال : اتمام چيزى به ضمّ تتمّهء آن به عمدهء اجزاى آن ، مثل ضمّ چند روزى كه كسر است از جملهء عمر كسى به سالها و ماههاى گذشته .
يعنى : پس وقتى كه به سر آمد مدّت عمر او و كامل كرده شد روزهاى عمر او ، ميرانيد او را اللَّه تعالى و قبض روح او سوى رحمت خود كرد . و او در اين حال ، نزد اللَّه تعالى نيكوكارِ پرثوابِ عالىشأن بود . پس رفت آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا و واپس گذاشت در امّت خود ، قرآن را و جانشين خود ، پادشاه مؤمنان و پيشواى پرهيزگاران را - صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه - بر حالى كه قرآن و جانشينْ با هم بوده ، الفت تمام داشتند ؛ چه گواهى مىدهند هر يك از اين دو براى ديگرى ، به سبب راست كردن هر يك ديگرى را ؛ به اين معنى كه اگر امام ، غير على و يازده فرزندش عليهم السلام باشد ، قرآن باطل خواهد بود ؛ چه در آيات قرآن ، نهى از اختلاف از روى ظن ، بسيار صريح شده و هر گاه امامى معصوم ، عالم به جميع احكام نباشد ، چارهاى به غير اختلاف از روى ظن نخواهد بود و قرآن باطل مىشود . و اگر قرآن نمىبود ، على و اولادش عليهم السلام عاجز مىشدند از امامت و حكم از روى علم ، در هر چه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود . و بيانش اين است كه مىآيد :
اصل : يَنْطِقُ الْإِمَامُ عَنِ اللَّهِ فِي الْكِتَابِ بمَا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَى الْعِبادِ مِنْ طَاعَتِهِ ، وطَاعَةِ الإِمَامِ وَوِلَايَتِهِ ، وَوَاجِبِ حَقِّهِ الَّذِي أَرَادَ مِنِ اسْتِكْمَالِ دِينِهِ ، وَإِظْهَارِ
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١١٧