صاحبش غالب شود بر خصم خود در گفتگو . و رسول و امام معصومِ هر زمانى را حجت اللَّه بهواسطهء آن مىگويند كه در روز قيامت در ديوان بزرگ ، جمعى از مخالفانِ دين مبين كه مادّهء فساد بودهاند و عمل نكردهاند به محكمات قرآن ، خواهند عذر خواست به اين طريق كه : علاجى نداشتيم ؛ چه جميع احكام الهى در محكمات قرآن نبود ؛ بلكه اكثر در متشابهات بود و كسى نبود كه متشابهات را به علمِ يقينى داند تا از او پُرسيم ، پس اختلاف كرديم و هر كدام از پى ظن خود رفتيم . پس اللَّه تعالى رسول يا امام آن زمان را به ايشان نمايد و گويد : اين در ميان شما بود با علمِ به جميع متشابهات و در محكماتِ كتاب من دلالت بر او بود ؛ ليكن شما گوش نكرديد و مادّهء فساد شده ، ديگران را نيز محروم و ساكت كرديد در زمان غيبت رسول يا امام . و مخالفان به اين حجّت ملزم مىشوند .
يعنى : اللَّه تعالى آن كس است كه اوّليت او ( كه در سورهء حديد است ) به عنوان ازليّت است . و نهايت نيست ازليّتِ او را . موجود بوده پيش از همه چيز و باقى است كه به اوست وجود و بقاى اشياء . و غالبى است كه به زحمت نمىاندازد او را نگاهدارى اشياء ؛ چه هيچ كارى او را از كارى ديگر غافل و عاجز نمىكند . و قادرى است كه به بزرگىِ خود ، بىهمتا شده به فعل « كُنْ فَيَكُون » و به قدرت خود ، يگانه شده به زور آوردن بر هر ممكنِ باقى در بقا ، يا به آنكه هر چه خواهد شود . و به حكمت خود ، اظهار حجّتهاى خود كرده بر خلايق در دنيا ؛ به اين معنى كه حقيقت رُسُل و ائمّه را بىوسوسهء شيطان نكرده كه موافقان را در موافقت ، پُر ثوابى نباشد ؛ و بىتصريح نيز نگذاشته كه مخالفان را در مخالفت ، گناهى نباشد .
اصل : اخْتَرَعَ الْأَشْيَاءَ إِنْشَاءً ، وَابْتَدَعَهَا ابْتِدَاءً بِقُدْرَتِهِ وَحِكْمَتِهِ ، لَامِنْ شَيْءٍ ؛ فَيَبْطُلَ الاخْتِرَاعُ ، ولَالِعَلَّةٍ ؛ فَلَا يَصِحَّ الْابْتِدَاعُ . خَلَقَ مَا شَاءَ كَيْفَ شَاءَ مُتَوَحِّداً بِذلِكَ ؛ لِإِظْهَارِ حِكْمَتِهِ ، وَحَقِيقَةِ رُبُوبِيَّتِهِ .
لَا تَضْبِطُهُ الْعُقُولُ ، وَلَا تَبْلُغُهُ الْأَوْهَامُ ، وَلَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ ، وَلَا يُحِيطُ بِهِ مِقْدَارٌ . عَجَزَتْ دُونَهُ الْعِبَارَةُ ، وَكَلَّتْ دُونَهُ الْأَبْصَارُ ، وضَلَّ فِيهِ تَصَارِيفُ الصِّفَاتِ .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص١٠٣