احْتَجَبَ بِغَيْرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ ، وَاسْتَتَرَ بِغَيْرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ ، عُرِفَ بِغَيْرِ رُؤْيَةٍ ، وَوُصِفَ بِغَيْرِ صُورَةٍ ، وَنُعِتَ بِغَيْرِ جِسْمٍ ، لَاإِلهَ إلّا هُوَ « 1 » الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ .
شرح : اين عبارت ، منقول خواهد شد از امام رضا عليه السلام با اندك تغييرى در اوّلش در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در حديث سومِ باب يازدهم .
الِاخْتِرَاع و الْإِنْشَاء : آفريدن چيزى بىمادّهء قديم .
الابْتِدَاع و الابْتِدَاء : كردن كارى كه پيشتر از آن ، كارى ديگر اصلًا از فاعل صادر نشده باشد .
بِقُدْرَتِه ناظر است به اختراع . و حِكْمَتِه ناظر است به ابْتَدَعَها . و اين ، ابطال خيال جمعى است كه مىگويند : اگر پيش از حدوث اين جهان ، كارى نشده باشد ، تعطيل لازم مىآيد .
لَا مِنْ شَىْءٍ ناظر است به اختراع . ولَا لِعَلَّةٍ ناظر است به ابْتَدَعَها ؛ و اوّل ، براى ابطال مذهب مَشّايينِ فلاسفه است و دوم ، براى ابطال مذهب اشراقيّينِ فلاسفه است و بيان مىشود در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در شرح كلام مصنّف براى توضيح حديث اوّلِ « بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد » .
العَلَّه ( به فتح عين بىنقطه و تشديد لام و تاء وحدت ) : يك آشاميدن بعد از آشاميدن ديگر ؛ و مراد اين جا ، عود به ايجاد است بعد از ايجاد چيزى و افناى آن .
لام در لِعَلَّة به معنى وقت است و براى سببيّت نيز مىتواند بود .
الْحَقِيقَة : ضدّ مجاز ؛ و مراد اين جا خالص است .
الرُّبُوبِيَّة : صاحب كلّ اختيارِ چيزى بودن . الضَّبْط : به تصرّف خود درآوردن .
الْأوْهَام ( جمع وهم ) به معنى چيزى كه گاهى به دل گذرد و آن را خاطر نيز مىنامند .
التَّصَارِيف : اقسام چيزى . صفات اين جا ، جمع صفت به معنى مصدرى است و جمع مصدر ، جايز است اگر مراد ، بيان انواع آن باشد . و استعمال صفت بر دو قسم است :
اوّل ، بىباء حرف جرّ كه صلهء آن باشد ، مثل اين جا ، و متبادر در اين قسم ، اين است كه
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : « اللَّه » .