محمّد بن يعقوب ، در بغداد ، نزديك سفرا بوده و در سال فوت آخر سفرا ، ابو الحسن على بن محمّد السَمُرى - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - كه سال سيصد و بيست و نه هجرى باشد ، فوت شده ، يا يك سال قبل از آن .
پس مىتواند بود كه هر حديثى در اين كتاب كه در عنوانش « وَ قَدْ قَالَ الْعَالِمُ عليه السلام » باشد ، يا « وَ فِي حَدِيثٍ آخَر » يا مانند آنها باشد ، نقل از صاحب الزمان عليه السلام باشد بىواسطه يا به توسّط يكى از سفرا ، مگر اين كه قرينهء صادقه با آن باشد ، و مصنّف - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالى - در آن زمان ، زياد بر اين ، اظهار نمىتوانسته كرد و شايد كه اين كتابِ مبارك ، به نظر اصلاح آن حجّت خداى تعالى رسيده باشد ؛ واللَّه اعْلَم ! مخفى نماند كه اگر ترجمه ، همه جا موافق لفظ عربى باشد ، فارسىِ آيان نمىشود و اگر اكتفا به مضمون شود ، نمىتوانند دانست كه هر لفظى از عربى ، چه معنى دارد . پس ما ، ميانه مىگزينيم و معذور بايد داشت ؛ چه بيان قصد امام معصوم ، مطلبى است بزرگ ، نه بازيچه و ترك فضولى در آن به قدر وسع احتياطى است لازمِ پر فائده .
بدان كه آيات قرآن دو قسم است : اوّل ، محكمات ؛ دوم ، متشابهات . محكمات ، آياتى است كه دلالت آنها بر معنى ، صريح باشد و احتمال نسخ در آنها نباشد و غيرِ آنها متشابهات است . و ما آنچه در ترجمهء بعضِ متشابهات مىگوييم ، يا نقل است ، يا محض اظهار احتمال ؛ چه تفسير آنها از پيش خود ، جايز نيست . اين است شروع در شرح .
[ خطبهء كافى ]
اصل : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ .
شرح : باء براى استعانت است و اسم كه همزهء آن به وصل افتاده ، به معنى رفعت و عظمت است ، مأخوذ است از سُمُوّ ( به ضمّ سين و ضمّ ميم و تشديد واو ) و بيان اينها مىآيد در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در شرح حديث اوّلِ باب شانزدهم كه « بابُ مَعانِي الأسماء وَاشْتِقاقِها » است .
يعنى : مدد مىجوييم در كار خود به رفعت و عظمت آن مستحقِّ عبادت كه بخشنده است به هر چيز هر تدبيرى را كه لايق آن است مهربان است . به خلايق ،