فاخره ، مولد و مظهر آن لطف إله بود ، انبساطى تمام در اين مكان ، حاصل نموده ، با وجود تلاوت قرآن و دعا و روزه و زيادتىِ گرماى قلب الأسد ، هر روزه به تجديد نظم و نسقِ عساكرِ منصوره پرداخت و در ماه رمضان المبارك ، قصد ثواب افطار به روزهداران اهل اسلام و ترويج دينِ سپرده شده به دوازده امام نموده ، به احضار علمايى كه در پايهء سرير اعلى حاضر بودند ، فرمان داد تا مجلس اشرف اعلى به علماى نامدار و امراى ذَوِى الاقتدار و اكابر هر ديار قرار گرفت . و چنانچه عادت آفتاب عالمتاب ، آن است كه ذرّهء پنهان را ظاهر سازد ، بعد از تحقيق احوال علما و كتب احاديث صحيحهء دوازده امام عليهم السلام ، التفات به اين بىمقدار كرده ، شغل شرح كافى كلينى ، مسمّى به شافى را معلوم ساخت . پس بِالْمُشافِهَةِ الْعَلِيّةِ الْعالِيه ، فرمان واجب الإذعان ، شرف صدور يافت به شرحى ديگر بر كافى به زبان فارسىِ آيان « 1 » تا جميع خلايق از عرب و عجم ، طريق فهم احاديث ائمّهء معصومين - صلواتُ اللَّه و سَلامُهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعين - را به سهولت دريابند و ثواب آن به روزگار فرخندهْ آثارِ اعلى حضرت ، پادشاه دينپناه ويكرنگانِ اين خاندانِ ولايتْ نشان عايد گردد . سَمْعاً و طَاعَةً گفته ، چون اوصاف و شمايل اعلى حضرت ، پادشاه اسلام را موافق دو حديث كه مذكور مىشود ، ديد ، به عرض رسانيد كه : شيخ ابو جعفر طوسى ( كه مصنّف كتاب تهذيب الأحكام و كتاب استبصار است ) كتابى در احاديث غيبت صاحب الزمان - عَلَيْهِ صَلَوَاتُ الرَّحْمن - تصنيف كرده و در آن كتاب ، دو حديث از حضرت رسول ثقلين - عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَام - روايت كرده موافق اين تأييدِ دين مبين كه واقع شد و اميد آن است كه روز به روز در تزايد باشد :
يكى آنكه گفته كه : « رُوِىَ عَنِ النَّبِيٍّ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ : يَخْرُجُ بِقَزْوِيْنَ رَجُلٌ اسْمُهُ اسْمُ نَبِيٍّ ، يُسْرِعُ النَّاسُ إِلَى طَاعَتِهِ ، الْمُشْرِكُ وَالْمُؤْمِنُ ، يَمْلَأُ الْجِبَالَ خَوْفَاً » « 2 » .
يعنى : منقول است از پيغمبر صلى الله عليه و آله اين كه او گفت كه : ظاهر مىشود در قزوين ،
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « ظ » چنين آمده است : « آيان : آينده و روان كه به سهولت ، بى فكر آيد و متعارف باشد ( رشيدى ) » .
( 2 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ذكر طرف من العلامات الكائنة قبل خروجه ( ع ) ، ص 444 ؛ الخرائج والجرائح ، رواندى ، باب العلامات الكائنة قبل خروج المهدي ومعه ( ع ) ، ج 3 ، ص 1148 .