1 - در جاى خود مقرّر است كه ؛ تضعيفات ابن الغضائرى ، ضعيف است ! و بر آن ، اعتمادى نيست ! .
2 - صدوق ، كه از محمّد بن قاسم - مصاحب خودش - تفسير را أخذ كرده ، كسى است كه ؛ از اين كتاب ، فراوان از او نقل مىكند . و يادى از او نميبرد ، مگر اينكه ؛ پشت سرش [ رضى اللَّه عنه ] يا [ رحمه اللَّه ] ميگويد ، و گاهى ؛ با كنيهاش ، او را ياد مىكند . چگونه ضعف و كذبش ، بر او پوشيده مانده ! و ابن الغضائرى ، بعد از قرونى آن را شناخته است ! ؟ .
3 - چگونه ؛ ضعف و كذبش ، بر جماعتى كه اين تفسير جعلى را ! - بزعم ابن الغضائرى - از صدوق ، روايت كردهاند ، مخفى مانده است ؟ و اين جماعت ، عبارتند از :
محمّد بن أحمد بن شاذان پدر أحمد - شيخ كراچكى - و جعفر بن أحمد - شيخ القميّين در زمان خودش - كه صاحب كتب زياد است ، و نيز شيخ و أستاد صدوق ، بوده است .
و حسين بن عبيد اللَّه غضايرى ، چنان كه ؛ در اجازهء كركى است .
و محمّد بن أحمد دوريستى .
و أبو منصور ، أحمد بن علىّ بن أبى طالب ، طبرسى .
4 - تفسير ، به أبو محمّد - حسن عسكرى - عليه السّلام منسوب است ، نه پدرش أبو الحسن ثالث عليه السّلام ! .
5 - سهل ديباجى و پدرش ، در سند اين تفسير ، داخل نيستند . و اين دو را أحدى در سند آن ، ذكر نكرده است ! . بنا بر اين ؛ نسبت جعل به او ، كذب و افتراء است ! . تمام اينها ؛ كاشف از خلط مبحث است ! و كلمات آنها را از اعتبار ساقط مىكند ! .
6 - طبرسى در إحتجاج ، تصريح مىكند كه ؛ آن دو نفر راوى ، از شيعهء إماميّهاند . چطور ، ميگويد كه ؛ از دو نفر مجهول ! روايت مىكند ! ؟ از محقّق داماد ، عجيب است كه ؛ كسانى را كه سند را معتبر دانسته و بر تفسير ، اعتماد كردهاند ، نسبت قصور و عدم تمهّر داده است ! ؟ و حال آنكه آنها عبارتند از : جدّش ، محقّق ثانى ، و شهيد ثانى ، و قطب راوندى ، و ابن شهرآشوب ، و طبرسى و ديگران . علاوه بر اينكه ؛ در اين اشتباهات واضح در كلام ابن الغضائري و خلاصة الأقوال ، تأمّل نكرده ! و در آنها ، ندانسته ( و نسنجيده ! ) فرو رفته ! بلكه ؛ اشتباهاتى ، اضافه بر آنها ، مرتكب شده است ! .
تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى (ع) (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: المنسوب إلى الإمام العسكري ( ع )
ص٦١