تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى (ع) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
تحقيقات زير ، براى پژوهشگران منصف ، ميتواند راهنما - و چه بسا ! قانع‌كننده - باشد : علّامه ! ميرزا حسين نورى ، در خاتمه المستدرك - صفحه 661 - مفصّلا در اعتبار اين تفسير ، سخن گفته ، و كسانى را كه بر آن اعتماد دارند ، بيان كرده است . گفتار او ملخّصا چنين است : محمّد بن قاسم استرآبادى ، از مشايخ شيخ صدوق ، در تفسير منسوب به إمام ، أبو محمّد عسكرى - عليه السّلام است ، كه ؛ در أغلب كتب او ، مانند : من لا يحضره الفقيه ، و أمالى ، و علل الشّرائع ، و غير آنها - كه نزد ما موجود است - زياد از آن ، نقل شده ! و بر آنچه در آن تفسير است ، اعتماد كرده است ، كما اينكه ؛ اين مطلب ، بر آنها كه ؛ بتاليفاتش مراجعه كنند ، پوشيده نيست . و در اين مطلب ، استوانه‌هاى مذهب و سدنهء أخبار ، از او پيروى كرده‌اند . از جملهء آنها : أبو منصور أحمد بن عليّ بن أبى طالب ، در إحتجاج . قطب الدّين سعيد بن هبة اللَّه راوندى ، در خرائج . رشيد الدّين محمّد بن عليّ بن شهر آشوب ، كه جزما ! تفسير را بإمام عليه السّلام نسبت داده ، و در جاهاى مختلف مناقبش ، از آن نقل كرده است . محقّق ثاني - علىّ بن عبد العالى كركى - كه در اجازه‌اش به [ صفيّ الدّين حلّي ] بعد از ذكر جمله‌اى از طرق و أسانيد عاليه‌اش ، عاليترين سند را چنين دانسته : « جمال الدّين أحمد بن فهد ، از سيّد عالم نسّابه ، تاج الدّين ، محمّد بن معيّة ، از سيّد عالم ، عليّ بن عبد الحميد بن فخّار حسينى ، از پدرش سيّد عبد الحميد ، از سيّد فقيه مجد الدّين أبو القاسم عليّ بن عريضى ، از شيخ سعيد رشيد الدّين أبو جعفر محمّد بن شهر آشوب مازندرانى ، از سيّد عالم ، ذو الفقار محمّد بن معبد العلوى الحسنى ، هر دو آنها ، از شيخ الإمام ، عماد فرقهء ناجيه ، أبو جعفر محمّد بن حسن طوسى ، كه او گفت : أبو عبد اللَّه حسين بن عبيد اللَّه غضائرى ، بما خبر داد كه ؛ أبو جعفر محمّد بن بابويه بما خبر داد كه ؛ محمّد بن قاسم مفسّر جرجانى ، بر ما حديث كرد كه ؛ يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن سنان « 1 » از پدرشان ، از مولاى ما و مولاى كافّهء مردم ، أبو محمّد حسن عسكرى از پدرش ، از پدرش . . . صلوات اللَّه عليهم أجمعين ! فرمود كه ؛ رسول خدا ( ص ) ، روزى ببرخى از اصحابش فرمود : . . . » از اين مطلب ، ظاهر مىشود كه ؛ اين تفسير ، نزد او در غايت اعتبار است . و همچنين ؛ ظاهر
هامش
( 1 ) در نسخ چنين است و صحيح آن « سيّار » است .