عدهاى گفتند :
اگر امروز دست از آنان برداريم وارد محيط حرم مىشوند ديگر نمىتوان متعرض آنها شد ، سرانجام شجاعانه به آنان حمله بردند و عمرو بن حضرمى را كشته و قافلهء او را با دو اسير به محضر رسول خدا آوردند .
پيامبر الهى به آنان فرمود :
من به شما دستور نداده بودم كه در ماههاى حرام نبرد نكنيد ؟
آن گاه از دخالت در غنايم خوددارى فرمود ، مجاهدان ناراحت شدند و مؤمنان به سرزنش آنان پرداختند ، مشركان نيز زبان به طعن گشودند كه محمّد صلى الله عليه و آله جنگ و خونريزى و اسارت را در ماههاى حرام حلال شمرده آيه نازل شد كه :
از تو دربارهء جنگ كردن در ماه حرام مىپرسند ، بگو : جنگ در آن گناه بزرگى است ، ولى جلوگيرى از راه خدا و گرايش مردم به فرهنگ حق و كفر ورزيدن نسبت به اللّه و هتك احترام مسجدالحرام و اخراج ساكنان آن در پيشگاه خدا مهمتر از آن است و ايجاد فتنه حتى از قتل بالاتر است . مشركان پيوسته با شما مىجنگند ، تا اگر بتوانند شما را از آيين خود برگردانند ولى كسى كه از دين حق برگردد و در حال كفر بميرد ، تمام اعمال نيك او در دنيا و آخرت بر باد مىرود و آنان اهل جهنّماند و هميشه در آن خواهند بود .
پس از اين كه آيه مفصل بالا نازل شد عبداللّه بن جحش و همراهانش گفتند : ما براى درك ثواب ، در اين راه جهاد كردهايم و از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : آيا اجر مجاهدان را دارند يا نه ؟ آيهء شريفهء
[ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا ]
نازل شد .
راستى سر و كار گنهكاران با چه وجود مبارك و مقدس و غفور و ودود و كريم و رحيمى است ! چه اندازه بىانصافى مىخواهد كه انسان براى جبران گناهانش به درگاه رحمت او بازنگردد ! ! « 1 »
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 12 / 65 .