چون اين حكايت را گفت با چشم گريان خطاب به مردم كرد و فرمود : حيوانى با توجه به برخورد به يك خطر ، پس از يك سال امتناع از حركت داشت ، شما با ديدن اين همه ضرر گناه و زيان معصيت بازهم دست به گناه مىبريد و دامن به معصيت آلوده مىنماييد ؟ ! ! « 1 »
564 - آنچه آرزو دارم مالك نيستم
به عيسى بن مريم گفتند : چگونهاى ؟ فرمود : آنچه را آرزو دارم مالك نيستم و بر هرچه مىترسم قدرت دفعش را ندارم ، در عين حال مأمور به وظايف و تكاليفم و دستور دارم از منهيّات حق بپرهيزم ، پس كدام نيازمندى از من نيازمندتر است ؟ ! « 2 »
565 - چگونهاى ؟
از اويس قرن پرسيدند : چگونهاى ؟ فرمود : چگونه است حال كسى كه وارد صبح مىشود نمىداند به شب مىرسد يا نه و چون وارد شب شود نمىداند به صبح مىرسد يا نه ؟ ! « 3 »
566 - از حق شاكرم و از خود بيزار
ابوذر فرمود : صبح مىكنم در حالى كه از جناب حق شاكرم و از خود بيزار و شاكى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آن كس كه صبح كند و همت و فكرش غير خدا باشد هر آينه از
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 366 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 12 / 55 .
( 3 ) - عرفان اسلامى : 12 / 55 .