دو پسرم نزد تو عزيزترند يا حسن و حسين عليهما السلام ؟
ابن سكيّت با توجه به قوّت ايمان و قدرت تقوا و اين كه مجلس جاى اظهار حق و كوبيدن باطل است فرياد زد :
به خدا قسم ، قنبر خادم على بن ابى طالب بهتر از تو و دو فرزند تو معتز و مؤيّد است ! ! اين جواب جانانه و به موقع همانند پتكى بود كه بر سر متوكّل و دستگاه بنىعباس فرود آمد ، متوكّل پست و متكبّر فرياد زد : بياييد و زبانش را از پس گردنش بيرون بكشيد ، غلامان متوكّل مرتكب آن جنايت عظيم شدند و آن مرد بزرگ در راه اظهار حق به ملكوت اعلا پيوست .
ممكن است بعضى گفته باشند ، يا بگويند كه اينجا جاى تقيه بود و لازم بود ابنسكّيت براى حفظ جانش از اظهار حق خوددارى كند .
عالم بزرگ ملّا محمّد تقى مجلسى رحمه الله در جواب اينان مىگويد :
اينگونه مردان بزرگ ، مسئله تقيه و وجوب آن را خيلى خوب مىدانستند ، ولى در اينگونه موارد آن چنان در برابر باطل به غضب مىآمدند كه گويى اختيار از كفشان مىرفت و تحمّل شنيدن اباطيل مردم پست را عليه حق از دست مىدادند و در حالى كه مىدانستند دفاع آنان از حق منجر به شهادت آنان مىشود ، اقدام به بيان حق مىنمودند چنان كه ابنسكّيت اقدام كرد .
كتاب گرانقدر « روضات الجنّات » از شهيد ثانى آن فقيه بزرگ نقل مىكند :
خود را در راه خدا به اختيار در معرض كشته شدن قرار دادن ، در حالى كه اين قتل سبب سربلندى و عزّت اسلام باشد از برنامههاى نيكوست .
آنجا كه دين و اصول آن در معرض خطر است ، يا آنجا كه مقاومت انسان سبب تداوم فرهنگ حق و كرامت اسلام است جاى تقيّه نيست ، بلكه جاى امر به معروف و نهى از منكر و ترك صلح و سازش است ، در اين زمينه روايت مهمّى وارد شده به اين مضمون :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 572
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٥٧٢