554 - خشنودى مادر ، خشنودى حق است
شخصى با فضيلت كه از بندگان خالص حق بود هر روز پاى مادر خود را مىبوسيد ، روزى ديرتر از موقع معين به نزد برادران خود رفت ، گفتند : چه مىكردى كه دير آمدى ؟
جواب داد : در باغهاى بهشت غلطان بودم ؛ زيرا به ما رسيده است كه بهشت زير پاى مادران است كه خداوند به حضرت موسى سه هزار و پانصد كلمه سخن گفت ، آخر كلامش اين بود كه اى موسى ! به مادر نيكى كن و هفت مرتبه اين سفارش تكرار شد ، عرضه داشت : مرا كفايت كرد ، پس از آن فرمود : اى موسى ! خشنودى مادر خشنودى من است و غضب او غضب من است ! ! « 1 »
555 - سبب قطع پا
از زمخشرى پرسيدند كه علّت قطع پاى تو چه بود ؟ گفت : به هنگام كودكى گنجشكى را به دست آوردم و پرهايش را كندم و سپس به پايش نخى بستم ، روزى گنجشك فرار كرد و در سوراخى فرو رفت ، از پى او دويدم مقدارى از نخ باقى مانده بود ، آن را گرفتم و آن قدر كشيدم كه يك پاى آن حيوان قطع شد ، مادرم چون اين داستان را بديد برآشفت و گفت : خداوند پايت را قطع كند چنان كه پاى اين زبان بسته بىگناه را قطع كردى !
چون به سن جوانى رسيدم در سفر بخارا از اسب فرو افتادم و پايم شكست ، هرچند معالجه كردم فايده نبخشيد ناگزير به قطع پا شدم « 2 » .
556 - خدمت به مادر
شيخ كلينى در كتاب شريف « الكافى » در باب احسان به پدر و مادر از زكريا بن ابراهيم
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 334 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 11 / 339 .