امامش در پوشيدن چنين لباسى راحت مىنمايد .
روزى به بازار آمد و شمشيرش را در معرض فروش گذاشت و فرياد زد : چه كسى اين شمشير را از من مىخرد ؟ شمشيرى كه در طول اين مدت غم و غصه از چهرهء پيامبر زدود ، اگر نزد من پولى براى خريد يك پيراهن بود ، اين شمشير را نمىفروختم .
هارون بن غنتره مىگويد :
پدرم براى من حكايت كرد ، در قريهء خَوَرْنَق خدمت مولا رسيدم جز قطيفهء كهنهاى به بدن نداشت و از شدت سرما مىلرزيد ! !
عرضه داشتم : براى تو و عيالت در اين بيت المال حق وسيعى است چرا اين چنين به خود سخت مىگيرى ؟ فرمود : به خدا قسم دست به بيت المال شما نبردهام ، اين قطيفه را از خانهء خود در مدينه برداشته و از آن استفاده مىكنم و فعلًا جز اين لباسى ندارم ! !
واحدى در تفسيرش مىنويسد :
از سر شب تا صبح در مقابل مقدارى جو به عنوان اجرت براى آب دادن به نخلستان اجير مردم شد ، چون آن مقدار جو را دريافت كرد يك ثلث آن را آرد كرده و طعام درست كرد ، چون طعام حاضر شد مسكينى به طلب طعام در زد ، آن حضرت همهء طعام را به مسكين بخشيد ، يك سوم ديگر را مبدل به طعام كرد ، يتيمى به در خانه آمد باز غذا را در راه خدا عنايت به يتيم فرمود و يك ثلث باقى مانده را شب سوم به اسير مرحمت كرد و اين تنها غذاى خودش نبود كه به مسكين و يتيم و اسير داد ، بلكه به دنبال او حضرت زهرا و حسن و حسين عليهم السلام هم در راه دوست غذاى خود را ايثار كردند ، آنان اين برنامه را بدون چشمداشت به جزا و تشكر انجام دادند ، خداوند مهربان هم آياتى در اين زمينه در قرآن مجيد به وصف آنان نازل فرمود و ايشان را به احسان خود مخصوص كرد و نام مباركشان را در دفتر هستى جاويد و بلند آوازه فرمود و به عوض آن ، طعام بهشت و حور و ولدان نصيب آن اهل كرامت نمود كه يكى از آن آيات آيهء شريفهء :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 560
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٥٦٠