دهند ، تو آنان را محرمان خود بساز تا راه به تو بنمايند و در كارهايت با آنها مشورت كن ، منصور گفت : من به دنبال آنان فرستادم از من گريختند گفت : آرى ، ترسيدند آنها را به راه خودت ببرى ، ولى در خانهات را باز گذار و حجاب را بردار و هموار ساز تا مظلوم را باشى و ظالم را از بن براندازى ، صدقات را از راه حلال و پاك بگير و به حق و عدالت بر مستحقانش پخش كن ، در اين صورت من ضامنم كه رهبران حق و مخلص نزد تو آيند و در اصلاح كار امت به تو كمك كنند .
مؤذنان سر رسيدند و سلامش دادند و اعلام به نماز كردند ، برخاست نماز گذارد و بجاى خود برگشت و هر چه آن مرد را جستند نيافتند .
خوانندگان عزيز ! اين موعظه بليغ و نصيحت عميق كه به گوش منصور خوانده شد ، اگر به كوه خوانده مىشد از كوه جز گرد و غبارى باقى نمىماند ، اما اين مرد پليد به بغداد برگشت و به ظلم خود ادامه داد و از خون بىگناهان جوىها به راه انداخت و دست به كشتن حضرت صادق عليه السلام آلوده كرد و ميليون ميليون درهم و دينار از حق مردم محروم سرقت كرد و براى بازماندگان ، ظالمتر از خودش به جاى گذاشت ، آرى ، غرور اين صفت زشت و پليد به فرمودهء حضرت على عليه السلام حجاب بين مغرور و موعظه الهى است ! ! « 1 »
363 - عدىّ بن حاتم و مسألهء انصاف
عدى از با وفاترين ياران اميرالمؤمنين عليه السلام و از عاشقان دلباختهء آن حضرت بود .
عدى به دست پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آورد و در جمل و صفين و نهروان در ركاب امام على عليه السلام براى اعتلاى كلمهء حق جنگيد و در جمل يك چشمش را در راه خدا از دست داد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 47 .