زمامشان از زبرجد سبز و پاى آنها از مشك اذفر است .
« اهميّت در معرفى زمام و پا ، در آن است كه پا و سر رمز مبدأ و منتها است ، اذانى كه با تعظيم خدا شروع و با كلمهء توحيد ختم مىگردد ، در عالم تجسّم اعمال و تبدّل اعراض به جواهر ، بسيار مناسب است كه به صورت مركبى از نور گردد كه زمام و آغازش ، جوهرى پرارزش و با عظمت هم چون زبرجد آن هم با رنگ سبز كه رنگ نخستين تحوّل جماد به عالم حيات و منتها و پايش از مشك اذفر باشد كه رمز عطر افشانى گل توحيد در فضاى جان است » .
مؤذّنها بر مركبهاى نور سوار و با طرز بسيار با شكوهى بر فراز آن مركبها مىايستند كه اذان را ايستاده گفتهاند و فرشتگان خدا ، جلودار آنانند و به صداى بلند اذان مىگويند .
سپس بلال ، سخت به گريه افتاد و شيون كنان گريست و من نيز گريستم ، همين كه از گريه آرام گرفت ، گفتم : سبب گريهات چه بود ؟ گفت : آه كه تو چيزى را به ياد من آوردى .
از حبيبم شنيدم كه مىفرمود : به حقّ آنكه مرا به پيامبرى برانگيخت كه مؤذّنها بر زبر مركبها ايستاده و « اللّه اكبر » گويان بر مردم گذر مىكنند ، همين كه اين را گويند ، من صداى ضجّه و نالهاى از امّتم مىشنوم ، اسامة بن زيد پرسيد : آن ضجّه و ناله چيست ؟
فرمود : غلغلهء تسبيح و تحميد و تهليل است و چون گويند : « اشهد ان لا إله الا اللّه » ، امّت من مىگويد : ما در دنيا تنها همان خداى يكتا را مىپرستيديم ، پس به آنها گفته مىشود راست گفتيد . همين كه گفتند : « اشهد ان محمداً رسول اللّه » امت من مىگويند : اين همان است كه پيام پروردگار ما را براى ما آورد و ما هم با آنكه او را از نزديك نديديم به او ايمان آورديم .
پس گفته مىشود : راست گفتيد ، اين همان است كه وظيفهء پيامبرى را كه از پروردگار شما داشت انجام داد و شما به او ايمان داشتيد . پس بر خداست كه ميان شما و او جمع فرمايد ، سپس آنان را به منزلهايشان مىرسانند و در آن منازل چيزهايى است كه نه
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٦٥