عالمى كه اكثر حضار او را نمىشناختند و معلوم بود از گوشهاى از كشور به ديدن آن جناب آمده ساكت بود .
آيت اللّه بروجردى به او فرمودند : شما هم چيزى بگو ، ناگهان پيرمرد با حالى پر از خضوع و انكسار عرضه داشت :
أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصيرٌ .
حضرت آيت اللّه ، آنچه گفتند به درد شما نمىخورد ، عمل خالص كن كه زرگرى كه بناست اعمال را محك بزند ، بيدار بيدار است .
نوشتهاند بهت مجلس را گرفت و به پهناى صورت ، اشك از دو ديدگان حضرت آيت اللّه بروجردى سرازير شد « 1 » .
162 - عبد شاكر ، راضى به فعل حق
يكى از شاگردان با معرفت عارف ربانى ، الهى قمشهاى نقل كرد : آن جناب سفرى به آستانه بوسى عبد راضى حضرت رضا عليه السلام به مشهد مشرّف شد .
شبى در حرم حضرت رضا عرضه مىدارد : يابن رسول اللّه ! شما داراى مقام رضاى كامل هستيد ، از حضرت حق بخواهيد ذرّهاى از اين مقام به اين فقير عنايت كند .
وقتى از حرم خارج مىشود ، ماشينى در خيابان به او مىزند ، وقتى چشم باز مىكند خود را روى تخت بيمارستان مىبيند ، سؤال مىكند : چه شده ؟ مىگويند : تصادف كردهايد و رانندهاى كه به شما زده دستگير شده و اينجاست ، مىگويد : كاغذ و قلمى به من بدهيد ، يك رضايتنامهء كامل مىنويسد و دستور مىدهد راننده را آزاد كنيد ؛ زيرا من چند لحظهء قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم و اين مصيبت ، برق اوّل اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاى من است ، اگر در همين مرحلهء اوّل زبان
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 287 .