تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
گفتم : بيش‌تر بگو ، خداوند تو را رحمت كند . گفت : بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، از رسول اسلام صلى الله عليه و آله شنيدم : هركس ده سال اذان بگويد ، خداوند او را با حضرت ابراهيم خليل در بارگاه او يا درجهء او جاى دهد . گفتم : خداوند تو را رحمت كند ، بيش‌تر بگو . گفت : بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم فرمود : هركس يك سال اذان بگويد ، در روز قيامت برانگيخته شود ، در حالى كه همهء گناهانش آمرزيده شود ، اگرچه همانند كوه احد باشد . گفتم : خدا تو را رحمت كند ، بيش‌تر بگو . گفت : چشم ، پس تو نيز ياد بگير و عمل كن و به حساب خدا منظور بدار ، شنيدم از رسول الهى كه فرمود : هركس در راه خدا ، از روى ايمان و به حساب خدا و به منظور نزديك شدن به حضرت حق براى يك نماز اذان بگويد ، خداوند همهء گناهان گذشتهء او را مىآمرزد و در باقىماندهء عمر بر او منّت نهاده و نيروى خويشتن دارى از گناه به او مرحمت نمايد و او را با شهيدان و فداكاران راه حق در بهشت يك‌جا جمع كند . گفتم : بيش‌تر بگو ، خداى تو را رحمت كند ، اى بلال ! بهترين سخنى كه از رسول اسلام صلى الله عليه و آله شنيده‌اى براى من بگو . فرمود : اى واى اى پسر ! بند دلم را بريدى ، آن‌گاه گريه سر داد ، او گريست و من اشك ريختم تا جايى كه به خدا قسم دلم به حالش سوخت . معلوم نيست جذبهء بلال از چه بود ، آيا از مضمون حديث ذيل بود ؟ يا كيفيت سؤال ، خاطرات ديگرى در او زنده كرد و او را آتش زد ، به هر حال پس از آن‌كه از حال جذبه باز آمد ، فرمود : بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم فرمود : چون روز قيامت فرا رسد و خداوند همه را يك جا جمع كند ، فرشتگانى از نور براى اذان گويان برانگيزد كه پرچم‌ها و شعارهايى از نور به همراه دارند و مركب‌هايى به يدك مىكشند كه