ولى در مقابل اين مسؤوليت سنگين ، امضا و تصديق پليس و ژاندارم در مقامات بالاى مملكت داراى ارزش و اعتبار است . مؤذّن هم همين طور است ، او با اذان خود در شهر يا بخش يا ده و دهكده به سپاه اسلام يا به مردمى كه از آن ناحيه عبور مىكنند ، اعلام مىكند كه مردم اين ناحيه مسلماناند ، اى روندگان ! شما مىتوانيد گوشت بازار اينان را مصرف كنيد و از پوست و كفشى كه مىفروشند به عنوان جنس حلال بخريد و تمام مردم با اعلام اذان مؤذن در ماه رمضان امساك كرده يا افطار مىكنند و با اعلام اذان او ، نماز پنچ گانه را به وقت معيّن آن مىخوانند ، اينان كه اينگونه بر امور مسلمانان امين هستند بايد تحمّل بىخوابى و نظم در امور را همواره برنامهء خود قرار دهند و اين براى مؤذّن داراى رنج و مشقّت است و در مقابل اين رنج است كه خداى عزيز ، شفاعت و درخواست آنان را قبول مىنمايد .
شيخ صدوق در دنبالهء روايت مىفرمايد :
عبداللّه به بلال گفت : خدايت رحمت كند ، بيشتر بگو .
فرمود : بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم فرمود : هركس چهل سال براى خدا و به حساب خدا اذان گويد ، خداوند در محشر او را بياورد ، در حالى كه براى او همانند عمل چهل صديق است آن هم عمل مبرور مستقبل كه خداوند مهربان آن عمل را با اشتياق از او مىپذيرد .
گفتم : بيشتر بگو .
گفت : بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هركس بيست سال اذان بگويد ، خداوند در قيامت او را همراه نورى هم وزن با آسمان محشور مىكند ؛ آرى ، بيست سال تلقين عظمت و توحيد خداوند آن هم هر روز پنج نوبت ، آنچنان در نفوس تأثيرى مىگذارد كه با آسمان نورانى به رقابت مىافتد .
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد * باللّه كز آفتاب فلك خوبتر شوى