تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
در يكى از كوچه‌هاى مصر ، پيرى را ديدم بلند بالا ، سبز چهره كه تمام موهاى سر و صورتش سپيد بود ، جامه‌اى از دو قطعهء سياه و سپيد بر تن داشت ، سؤال كردم : كيست ؟ گفتند : بلال ، مؤذّن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است . همين كه او را شناختم ، با لوحه‌هايى كه هميشه براى نوشتن مسائل مهم همراه داشتم به نزد او شتافتم و به او سلام كردم ، جواب داد : « عليك السلام » . گفتم : اى مرد بزرگوار ! قسمتى از آنچه از رسول اللّه صلى الله عليه و آله شنيده‌اى براى من بگو . گفت : تو چه مىدانى من كيستم ؟ گفتم : بلال ، مؤذّن رسول اسلامى . چون نام رسول خدا صلى الله عليه و آله را بردم ، گويى خاطرات الهى زمان آن حضرت براى بلال تجديد شد و او را به ياد نوازش‌هاى جان فزا و محبّت‌هاى بىشمار رسول خدا صلى الله عليه و آله انداخت . او به ياد سيماى ملكوتى پيامبر صلى الله عليه و آله ، شروع به گريه كرد ، من هم تحت تأثير گريه‌هاى او ناله سر دادم ، مردم به تماشاى ما آمدند و ما دو نفر هم چنان مىگريستيم . آن‌گاه گفت : اى پسر ! از كجايى ؟ گفتم : از مردم عراق ، گفت : به به ! سپس ساعتى خاموش شد و پس از سكوت فرمود : اى برادر عراقى ! بنويس : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : اذان گويان ، امين مؤمنان بر نمازها و روزه‌هاشان هستند ، و بر گوشت‌هايى كه مصرف مىكنند و بر جان‌هاشان كه در پناه اسلام محفوظ است و خواسته‌اى از حضرت حق نخواهند مگر آن‌كه خداوند برآورده كند و دربارهء هيچ كس شفاعت نكنند مگر اين كه مورد پذيرش واقع شود . امام خمينى رحمه الله در ذيل جملات بالا از يكى از دانشمندان معاصر در توضيح امين بودن مؤذّن ، مطلب زير را نقل مىكند : قبول شدن شفاعت و درخواست مؤذن در برابر تكليف سنگينى است كه بر عهدهء او است . مانند اين كه پليس در شهر و ژاندارم در بيابان ، پاس اموال و نفوس مردم را مىدهند و اين پاسدارى ، وظيفهء بسيار سخت و سنگينى است ؛