تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اين همه اللّه گفتى از عتو * خود يكى اللّه را لبيك كو مىنيايد يك جواب از پيش تخت * چند اللّه مىزنى با روى سخت او شكسته دل شد و بنهاد سر * ديد در خواب او خضر را در حضر گفت هين از ذكر چون وامانده‌اى * چون پشيمانى از آن كش خوانده‌اى گفت لبيكم نمىآيد جواب * زان همىترسم كه باشم رد باب گفت خضرش كه خدا گفت اين به من * كه برو با او بگو اى ممتحن نى كه آن اللّه تو لبيك ماست * آن نياز و سوز و دردت پيك ماست نى تو را در كار من آورده‌ام * نه كه من مشغول ذكرت كرده‌ام حيله‌ها و چاره‌جويىها تو * جذب ما بود و گشاد آن پاى تو ترس و عشق تو كمند لطف ماست * زير هر يا رب تو لبيك ماست جان جاهل زين دعا جز دور نيست * زان كه يا رب گفتنش دستور نيست
بر دهان و بر دلش قفل است و بند * تا ننالد با خدا وقت گزند « 1 »

139 - گرچه زمين نيست خبردارتر

شير خدا شاه ولايت على * صيقلى شرك خفى و جلى روز احد چون صف هيجا گرفت * تير مخالف به تنش جا گرفت غنچهء پيكان به گل او نهفت * صد گل راحت ز گل او شكفت روى عبادت سوى محراب كرد * پشت به درد سر اصحاب كرد خنجر الماس چو بفراختند * چاك بر آن چون گلش انداختند غرقه به خون غنچهء زنگارگون * آمد از آن گلبن احسان برون
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 145 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 144 | شيخ حسين انصاريان