تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

137 - مجادلهء نقاشان رومى و چينى

قصهء پندآموز مجادلهء نقاشان رومى و چينى را نشنيده‌ايد كه هر دسته مدعى شدند كه ما هنرمندتريم . امير مملكت براى امتحان به هر دسته اطاقى داد كه نقاشى كنند ، تا از روى كار آن‌ها قضاوت شود . اين دو اطاق مقابل و رو به روى يكديگر بودند ، دو دستهء مزبور مشغول كار شدند . نقاشان چينى هر روز انواع و اقسام رنگ‌ها ، از امير مىگرفتند و نقاشى مىكردند ، ولى نقاشان رومى در به روى خود بسته بودند و به هيچ رنگى توسل نجستند و فقط ديوار را صيقل مىزدند . چون روز موعود و زمان امتحان فرا رسيد ، امير حاضر شد . نقاشى چينىها را ديد ، ولى بهتر از آن عكس‌هاى تصاويرى بود كه روميها بر ديوارهاى صيقل خورده و صاف شده پديدار ساخته بودند . مولانا در اين زمينه مىگويد :
روميان آن عارفانند اى پسر * نى ز تكرار و كتاب و نى هنر ليك صيقل كرده‌اند آن سينه‌ها * پاك از آز و حرص و بخل و كينه‌ها اهل صيقل رسته‌انداز بوى و رنگ * دمى بينند خوبى بىدرنگ نقش و قشر و علم را بگذاشتند * رايت عين اليقين افراشتند « 1 »

138 - آن نياز و سوز و دردت پيك ماست

آن يكى اللّه مىگفتى شبى * تا كه شيرين گردد از ذكرش لبى گفت شيطانش خموش اى سخت رو * چند گويى آخر اى بسيار گو
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 140 .