تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
چه حاجات زن غمديده بشنيد * به پاسخ با نويد و وجد و اميد بگفت اى جان اگر كامم برآرى * تو را بخشم هر آن حاجت كه دارى بگفتا شرمى اى منعم خدا را * بگفت ايزد ببخشد جرم ما را بگفت از شرع و آيين ياد كن ياد * بگفت اين دل به وصلت شاد كن شاد بگفت از راه شيطان باز شو باز * بگفت اى نازنين كم ناز شو ناز بگفتا پند قرآن گوش كن گوش * بگفت از جام غفران نوش كن نوش
بگفت از آب چشمانم بينديش * بگفت آتش مزن بر اين دل ريش بگفت آهنگرا آهندلى چند * بترس از آتش قهر خداوند صفا كن دامن پاكم به يزدان * گناه آلودهء شهوت مگردان جوانمردا جوانمردى كن امروز * بكش نفس آتش عصيان ميفروز جوابش داد كى ماهِ گل اندام * گنه را توبه عذر آمد سرانجام به آب توبه چشم اى يار مهوش * نشاند شعلهء صد دوزخ آتش چو ديد از پند و استعفاف و زارى * نپوشد خيره چشم از نابكارى زن از بيم هلاك كودكانش * مهيا شد و ليك افسرد جانش بگفتا حاضرم لكن بدين عهد * كه در خلوت تو با من گسترى مهد به جز ما هيچ كس ديگر نباشد * كه چشم ناظرى بر در نباشد بگفت‌اى جان يقين‌دار كين چنين كار * به خلوت بايد از هر يار و اغيار بساط عيش چو كرد او مهيا * به خلوت خانه با آن يار زيبا بگفت آن ماه كى مرد وفادار * تو گفتى نيست جز ما و تو ديار در اين محفل كنون الا تو و من * بود ناظر خداى پاك ذو المن در آن خلوت كه حاضر باشد آن شاه * نشايد اين عمل اى مرد آگاه چه بشنيداين سخن زود آن جوانمرد * برآورد آتشين آه از دل سرد