دريافت مىكند ، در شكل افكار و حسّيات و حركت و انواع گوناگون صفات و طبايع و قوههاى بدنى به موقع ظهور مىگذارد .
19 - بدين قرار انواع فيوضات روح ، از عالم جبروت كه مصدر معقولات بسيطه و مجرده است به عالم ملكوت كه نشيمن نفس ناطقه است وارد شده در آنجا مبدل به مفهومات و معانى و مخيّلات مىگردند و از اينجا هم به عالم ناسوت يا طبيعت فرود آمده در مغز و قلب انسان مبدل به افكار و حسّيات و صور ذهنيه و قواى ظاهرى و باطنى نفسى و جسمى مىشوند .
20 - از اين رو هر انسان متفكر در همان حال در هر يك از سه عالم جبروت و ملكوت و ناسوت قدم مىزند و كار مىكند يعنى با معقولات و مخيّلات و محسوسات مشغول است و به عبارت معروف هموطن هر سه عالم است .
21 - جسم انسانى كه نمايندهء طبيعت يا طبع كل است تابع اوامر و آيينهء تظاهر نفس ناطقه است و كمال و نقص و سعادت و شقاوت آن بسته به اطاعت و نافرمانى آن است در مقابل احكام نفس ناطقه .
22 - نفس ناطقه نيز كه نمايندهء نفس كل است تابع اوامر و مظهر فيوضات روح جامع يا عقل فعال است و كمال سعادت جاودانى او بسته به پيروى اوست از اوامر و احكام اين عقل فعال .
23 - عقل فعال نيز كه نمايندهء عقل كل است تابع ما فوق خود كه عقل كوكبى است مىباشد و اين هم پيرو عقل شمسى است و بدين قرار تا برسد به عقل او و كمال هر يكى بسته به اطاعت از ما فوق خودش است .
24 - جسم انسانى نسبت به نفس ناطقه و اين يكى هم نسبت به روح جامع يا عقل فعال ناقص و جزيى و تاريك و خشن است ولى نسبت به مادون خود يعنى حيوان و نبات و جماد بسى كاملتر و روشنتر و لطيفتر است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤١٤