25 - فرق در ميان همهء موجودات فقط از حيث درجات ادراك يا شعور است ، يعنى از حيث نقص و كمال و تنها اين را ميزان سنجش ارزش موجودات بايد قرار داد .
26 - از اين رو كمال ، عبارت است از دارا شدن بالاترين درجهء قوهء ادراك كه تحصيل آن در مرتبهء با عالم ، مخصوص هر موجودى ممكن است ، به طورى كه قوهء ادراك آن موجود كاملْ محيط افق آن مرتبهء با عالم مىگردد .
27 - اين قوهء ادراك كه مظهر تجلّى ذات الوهيّت است از قوهء عشق و مشيّت جدا نيست ؛ زيرا كه اين دو از مظاهر صفات و افعال خدايند .
28 - خداوند كمال مطلق است ، يعنى قوهء ادراك او محيط جميع عوالم است و قوهء محبّت او پرورندهء همهء موجودات و قوهء مشيّت او نگهدارنده و محوكننده كاينات است .
29 - هر انسانى در اين دايرهء كمال هر قدر بالاتر رود ، يعنى اين سه صفات را در خود به تجلّى بياورد به همان درجه به خدا نزديكتر و شبيهتر مىگردد .
30 - در جسم انسانى كه نمايندهء طبيعت است بسيارى از مواد و عناصر طبيعى از جمادى و نباتى و حيوانى بالفعل موجود است و چنان كه علم طب ثابت كرده نطفهء انسانى در رحم مادر مراتب جمادى و نباتى و حيوانى را با سرعت فوقالعاده مىپيمايد .
31 - بسيارى از نيروهاى طبيعت مانند قوهء مغناطيس و الكتريك و جاذبه و دافعه و ماسكه و حافظه و توازن و غير آنها در جسم انسان نيز موجود و كارگرند .
32 - نمونههاى قوه و عناصر ديگر طبيعت نيز مانند رعد و برق و طوفان و كوه و دره و دريا و نهر و آب و باد و آتش و خاك و جز آنها در شكلهاى جامد و مايع و بخار و در صورتهاى گوناگون در جسم انسان موجود است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤١٥